|
ونهر نیوز venhar news (الهم صلی علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم)
| ||||||
موضوعات مرتبط: اصفهان [ جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:46 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
عمارت تاریخى «هشت بهشت» نمونه اى از كاخهاى محل سكونت آخرین سلاطین دوره صفویه است كه در دوره شاه سلیمان در سال 1080 هجرى بنا شده است. كاشی كاری هایی كه انواع حیوانات پرنده، درنده و خزنده برروی آن نقش بسته، از آثار این كاخ بشمار میآیند . از باغ وسیع «هشت بهشت» مقدار زیادى باقى نمانده ولى قصر تاریخى آن هنوز اثر ارزنده و جالبى است كه پس از انقلاب پاركى در اطراف آن ساخته شده است
این كاخ كه در هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوى بنا شده از بهترین كاخهائى است كه در روزگار صفویه ساخته شده و چون كیفیت ساختمان و وضع بنا در اثر مسرور زمان تغییر كرده ناچار براى امكان بیان وضع آن در زمان های مختلف باید نوشته هاى كسانى را كه در زمان های گوناگون كاخ را مشاهده و از وضع آن آگاهى كامل داشته اند از نظر اهل تحقیق گذرانید. از كسانى كه مكرر در این كاخ رفته و به اوضاع آن آشنائى كامل حاصل كرده و شاردن فرانسوى است كه در سفرنامه خود بطور مشبع شرح اوضاع كاخ را نوشته است و قسمتى از ترجمه نوشته او را ذیلا مینویسیم. من قول داده ام كه در طى توصیف باغهاى اطراف خیابان زیباى اصفهان شرح یكى از تالارهاى یكى از باغها را بنام باغ بلبل بدهم اى تالار را عمارت هشت بهشت می نمامند. تمام سقف هاى آن موزائیك بسیار عالى است دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهائى در اطراف آنها است. در این دالان ها صدها مكان است كه دلكشترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب میگردد و هر یك بوسیله منفذى كه بدان نور میتابد روشن میشود این روشنائى متناسب با تفریحاتى است كه این مکان ویژه آنها ساخته شده است. هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزیینات به دیگرى شبیه نیست در هر جائى چیز تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى از بخاری هاى متنوع و در برخى حوض ها و فواره ها است كه از لوله هائى كه در داخل دیوارها میباشد آب می گردند این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است زیرا انسان در قسمت فوقانى هر جا كم میشود و پله ها چنان مخفى است كه بآسانى پیدا نمیشوند. قسمت پایین تا ده پا از سطح زمین از سنگ یشم و نردهها از چوب زرنگار، و قابها چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشه هاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است. اما راجع به تزیینات نمی توان این اندازه شكوه و عظمت دلربائى فریبندگى را كه در هم آمیخته است تصور كرد. میان کاشی هاى این بنا تصاویر برهنه و فرحانگیز بسیار زیبا وجود دارد و در همه جا آئینه هاى بلورین و در دیوارها بكار رفته است در این تالار اطاق هاى آئینه كارى كاملى است كه اثاثه هر اطاق از باشكوه ترین و شهوت انگیرترین نوع خود در دنیا است. اطاق هاى كوچكى نیز در آنجا میباشد كه فقط گنجایش یك رختخواب دارد. در خاور زمین رختخواب پرده نداشته و روى زمین پهن می شود. یك رختخواب جالب توجهى دیدم كه فقط لحاف آن دو هزار اكو می ارزید كه براى گرمى و سبكى از پوست سمور تهیه شده بود. بمن گفتند شاه تشك هاى بسیارى از همین جنس دارد من یك كتاب از تزیینات و تصاویر و اشكال و مینیاتورها و ظروف و كتیبه هاى این تلار تصنیف خواهم كرد در برخى از این كتیبه هاى شامل افكار لطیف عاشقانه و برخى قطعات اخلاقى است. چند قطعه زیر نمونهاى از آنها است كه در دفتر خود ثبت كرده ام. بالاى گلدانى چنین نوشته شده است: گل لاله نماینده راز درون من است من چهره آتشین و دلى سوخته دارم. هر چه زیبائى گردنى افراشته داشته باشد همواره پاى در گل است. دل من صدها باربچپ و راست بدون اینكه بكسى تعلق یابد منحرف شد تا تو را دید و بتو پیوست من بیش از این تاب درد هجر تو را ندارم و نمیتوانم آنجا كه تو نیستى مسكن گزینم. تو مردمك چشك منى. تو را گم كرده ام نمیدانم بچه نظر افكنم. كارى جز مردن نتوانم. پادشه پاسبان درویش است گر چه نعمت بفر دولت اوست گوسفند از براى چوپان نیست بلكه چوپان براى خدمت اواست زیر پایت گربدانى حال مور همچو حال تواست زیر پاى پیل روى یك پیش بخارى عبارت زیر را انگاشته اند. زمستان نترسید زیرا فقط سردى و سلامت است. نمیتوانم از بیان این نكته خوددارى كنم كه بهنگام گردش در این محل كه مخصوصى لذت و حظ و عشق ساخته شده است و در حال عبور از اطاق ها و شاه نشین ها آدم چنان تحت تاثیر قرار می گیرد كه بگاه بیرون شدن از خود بیخود میگردد بدون تردید هواى این تالار اثر مهمى در این حالت عاشقانه كه به انسان دست مىدهد دارد. اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نیست ولى فرح انگیرتر از مجللترین كاخهاى ممالك اروپائى است. گوست سیاحى كه در زمان فتحعلى شاه قاجار بایران آمده و اصفهان را دیده درباره این كاخ چنین نوشته است: این عمارت در وسط باغ باندازه متر از سطح زمین بلندتر و 35 متر طول 26/25 متر عرض دارد اطاق هاى این عمارت تمامى منقش و گچبرى و درهایش خاتم سازى و زیبا میباشد. تالار وسط گنبدى شكل است كه از یك نوه پنجره ساختمان گردیده در گنبد آن هشت پنجره بطور مساوى باطراف قرار دارد كه از چوب ساخته اند و در وسط این تالار حوضى هشت ضلعى بقطر 83 سانتیمتر از مرمر عالى ساخته شده و به حوض مروارید معروف است و طورى حجارى شده كه وقتى آب از سوراخهایش خارج میشود چون دانه مروارید میباشد پلكان هاى این عمارت طورى بنا شده كه از هر طرف بعمارت فوقانى و تحتانى عبور و مرور میشود، داراى غلام گردشها و بالاخانه هاى زیادى است درختان كهن و چنارهاى مرتبى دارد و قسمتى از آب جوى شاه از برابر عمارت بالائى داخل این باغ می شود. در زمانى كه در اصفهان بودم فتحعلى شاه در این عمارت مىنشست و تماشاى رقاصه هائى كه میرقصیدند مینمود در و ودیوارها، ازاره ها، هلالیها، گنبدها و بالاخره تمام این عمارت سرتاپاى از طلا تزیین یافته و اشكال و تصاویر گوناگون پرندگان و گلها و غیره بر طیبائى قضر افزوده است داراى تابلوهاى منقش و زیبا است كه جلب توجه مینماید. میرزا علیخان نائینى روزنامه نوس عصرناصرالدین شاه قاجار كه از طرف دربار وقت ماموریت یافته بود نسبت باوضاع جغرافیایى و تاریخى ایران مطالبى تهیه كند و نسبت به قسمتى از كشور موفق شد و مطالبى در دو جلد بزرگ تهیه كرد كه آن دو جلد را در كتابخانه وزارت دارائى مطالعه كردم راجع بكاخ هشت بهشت در سال 1300 ه.ق چنین گزارش داده است: باغ هشت بهشت و عمارت تحتانى و فوقانى قصر میان و وسعت دستگاه آن از حد توصیف بیرون است غیر از ایوان هاى عالى وارسی هاى یكصد و پنجاه و یكزوج درب اطاق تنها در بالا و پائین دارد. از معماران معتبر شنیده شده كه طرح آنرا در طرز عمارت كرامت كرده اند چنانچه نقشه این قصر را بكشند و در جاى دیگر بخواهند مثل آن بنا كننده مشكل كه بتوانند از عهده برآیند. باغ مزبور باغى است بسیار بزرگ خیابان هاى عریض و قطعه بندی هاى وسیع در آن است دیوار یك طول باغ باقدرى از دیوار چهارباغ شاه مشترك دو نهر بزرگ از چهارباغ عرضاً این باغ را تقاطع میكند یكى مقابل قصر موصوع وسط وارد دو دریاچه بزرگ مىشود. كه بعرض باغ در دو طرف عمارت متقابل یكدیگر است و دو حوض بزرگ هم در دو سمت دیگر عمارت است و دوره عمارت نیز جوى سنگى آب نماها قرار دادهاند كه اب دائماً از اینها جارى است. مقابل این دریاچه و قصر سردرى است عالى و دو رو كه یك روش مشرف بچهار باغ و حوض بزرگ پاى آن ورودى دیگرش منظر قصر وسط باغ است سر در مزبور نیز وصف زیاد دارد نهر دیگر هم مقابل و هم عرض نهر بفاصله زیاد باز از چهارباغ میاید و بعرض باغ جارى است و بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ جارى است. بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ و عمارات عقبش منظر چهارباغ و اینجاست كه سالها است تلگرفخانمه شده در این باغ حیاط دیگر هم هست وسیع صاحب اطاق ها وارسیهاى مرغوب آشپژخانه و طویله و غیره معروف به نارنجستان هشت بهشت است. موضوع قابل توجه این كه گزارش میرزاعلیخان نائینى روزنامه نگار ناصرالدین شاه و شرحى را كه میرزاحسین خان تحویلدار در سال 1308 ه.ق نوشتهاند عیناً مطابقت دارد و ناچار باید گفت یكى از آنها از دیگرى گرفته و بنظر میرسد چون تاریخ ختم تالیف جغرافیاى اصفهان 1308 ه.ق و بعد از 1300ه.ق است. جغرافیاى اصفهان از گزارش میرزاعلى خان نائینى گرفته است و ذكر ماخذى هم نشده است. آنچه از گزارش مزبور معلوم می گردد اینستكه كاخ مزبور تا اول قرن چهاردهم بوضع سابق زمان صفویه باقى بوده و نقصى در آن راه نیافته و تغیراتى كه در آن راه یافته در قرن چهاردهم هجرى انجام شده است. میرزا حسن خان جابرانصارى كه از معمران اصفهان و آگاه بتاریخ و تغییرات مبانى آن سامان بوده راجع باین كاخ چنین نوشته است: در هشت بهشت نیز بمنوال چهلستون طرح باستانى بستانیش كه از نقش جهان جدا كرده زمان شاه عباس بزرگ شده و باساختمانى مختصر و بناى عمارت شگرف هشت بهشت را سایر شاعر مشهدى گفته زمان شاه سلیمانبه هزار و هشتاد (1080) و كاشى كاریهاى زیبا خصوصاً طاوسها و دیگرمرغان در 1102 باز بفرموده شاه و عرصه این باغ از چهلستون بسى بیشتر بود براى حرمخانه شاهى چوحد جنوبیش به بازارچه بلند منتهى میشد و در حكومت ظل السلطان بانوى عظمى خواهرش با همه اولاد و خانواده در آن بزرگترین پارك سلطنتى میدان جولانى براى خوش گذرانى داشتند، امروزه آن باغ را قطعات كوچك نموده و به مقبلان فروختهاند كه شاید پنجاه خانه و باغچه سرا از آن جدا شده و باز قسمت بزرگى رااز خود دارند بنگاهها و سراچهها و مغازههاى بسیارى در چهارباغ عباسى بیرون انداخته كه نفع بزرگى دارد و كوچه جهانبانى با خانههاى دو طرف و حمام نمره نامى را از میان باغ ردكرده و در آنجا حوض مرمرى یكپارچه مروارید میدیدم و از آثار صفویه دو سه حوض یك قطعه مرمر موسوم به مروارید پدید بود یكى در عمارت اشرف و آن چنان بود كه همه آن سنگ را شبیه به حوض حجارى استادانه كرده و براى همه فوارههاى كوچك باندازه انگشت سبابه از تمام سنگ درآورده هر حوضى بیش از صد فواره داشت و آن حوض را كه نصب نموده بودند از زیر سنگ آب جریان یافته مانند دانه هاى مروارید بوسیله آن فواره ها جستن كرده و حوض را پر از آب نموده بانوى عظیمى یك حوضش را بیدیع الملك پسرش داد در عماراتش از باغ بادامستان تلگرفخانه جدا نموده داد و آن عمارات بعد به بختیاریها و از آنها منتقل به جلاالسلطنه شد قنات آب حلال كه روى به ماربین بالا میرفته و آبش متصل به جوى شاه میشد براى آب دائمى هشت بهشت و دیگر عمارات صفویه احداث كرده بودند و هر عمارتى بهرى و بخشى معین داشت وزیر و مستوفى خاص از نیاكان بنده براى آن مقرر بود تا بتواند در حرمخانه سلطنتى حكم بخش آب را بدهد و رفع مشاجره سكنه باغچه سراها را بنماید و وجه نامش به آب حلال از آن رهگذر بود كه شاه عباس دوم وجهى را كه بنظر خود و علما حلال شرعى میدانستند بخرج احداث آن قنات داده تا آب غسل وضوى حرمخانه نهایت حلیت را داشته شبهه كم و زیاد آب رودخانه از حقوق دیگر محلها نرود. حالیه شنیده ام آن آب را از پشت آتشگاه به جر و كان اولاد بانوى عظمى میبرند و چون بانوى عظمى و اولادش شصت سال و كسرى است در هشت بهشت ساكنند ضمناً باغات و عمارات دولتى دیگر مجاور را بدست داشتند مانند بهشت آئین ورشك جنان و انگورستان، و بهشت آئین امروزه در كوچه فتحیه كالج دختران شده و انگورستان را با عمارت خسروخانى بدست سردار اعظم داده بودند. این كاخ كه روزى از كاخهاى كم نظیر بوده در سال 1334 شمسى كه آقاى حسینى از طرف اداره باستانشناسى اصفهان مورد بازدید قرار داده چنین گزارشى و اظهار نظر كرده است: این عمارت را فعلاً آقاى ابوالفتح قهرمان (سردار اعظم) بموجب دستخطى مالك و در تصرف دارد از قرار مشهور در اراضى و باغات قدیمى آن تغییراتى داده و كاخ اصلى بحال خود ولى مخروبه باقى است. ذخائر آن از بین رفته است. یك دفعه در دوره وزارت سید ضیاءالدین باغ ملى شد ولى در زمان شاه فقید مسترد و محدداً درش بسته شده است. در سال 1334 شمسى كه از این عمارت بازدیدى بعمل آمده محتاج بتعمیرات كامل است زیرا نقاشیهاى زیبا و گچبریهاى عالى )نظیر تزیینات عالى قاپو( آن از بین رفته و آنچه باقى است نیز جلب توجه را مینماید اشكال و حوش و طیور و شكارگاهها كه بعضى قدیمى و برخى جدید بر روى كاشى نقش و در پشت بغل هاى اطراف نصب شده جالب توجه و تماشائى است مساحت فعلى آن قریب 7500 متر مربع است. برخى نوشته اند كه كاخ و باغ مجموعاً در ابتداى ساختمان آن 85 جریب بوده است ولى مساحت كنونى آن در حدود پنج هزار متر میباشد. تاریخ شهریور 1343 شمسى تحویل دولت گردیده است. این كاخ در خیابان چهارباغ عباسى در مقابل خیابان كنونى شیخ بهائى واقع و اكنون در دست دولت است. از گزارش هاى گوناگونى كه در توصیف این كاخ داده اند معلوم گردید كه علت شهرت آن براى بكار بردن سنگ هاى مرمر عالى در آن و داشتن طاق هاى مقرنس كارى و نقاشى بوده است. ساختمان كاخ دو طبقه و داراى شاه نشین و غلام گردش هاى زیبا و نقوش گوناگون طلائى و تزیینات جالب و پشت بغل هاى كاشى بى نظیر و نقوش و حوش و طیور و آئینه كارى بسیار ممتاز و در واقع از قصور ممتاز دوره صفویه است. كاخ مزبور كه آنرا باغ بلبل نیز نامیده اند قسمتى از باغ نقش جهان زمان شاه عباس بوده و در زمان شاه عباس (1078-1105) مجزا و شروع به ساختن گردیده است. این كاخ تاریخى زیر شماره 227 به ثبت رسیده است. در توصیف و تاریخ ساختمان آن شعراى زمان اشعارى نیز سروده اند. از جشن و نشاط و كامرانى دایم در وى جاى پادشه دولتمند از قصر بلند زیبا اركان گردید زمین اصفهان تاج جنان درگاه عبادت این بود ورد ملك پاینده عمارت از سلیمان زمان ایضاً هر مصرعى تاریخ است: چون بدوران شه اعلاشان كه زدل گشته سلیمان زمان جان پناهى كه مدیحش عام است مرشد و داد ده ایام است تاج دارى كه زوى شد نازان زدل صدق همه خلق جهان صوفى صافى تابع مقصود كو باخلاق و صفا ساعى بود آنكه مقصود وى از عمر و حیات بندگى ره شه باطاعات كرد سركارى این مسكن سعد كه چو وى نیست مقدر من بعد دل گشائى است كه از لطف صبا شد فرح لازم و شادى افزا چه مكان شبه بناى فلك است چون لب قند سراپا نمك است طاق از آن سرشكن قوس و قزح ركن او قائمه جشن و فرح آفتاب آینه درگاهش طلبد سرمه گرد راهش بنم آورده گلش آب حیات میل شادى بارم داده زكات از لب شكر لیلى لعلیش شد از آیینه جان به كاشیش دودهاش سرمه بیننده كشید زگچش شد قصب صبح سفید آیه نور ز سنگش شامل بدرش حاتم بى حد سایل اشعارى را كه نصرآبادى در توصیف و ماده تاریخ بناى كاخ هشت بهشت سروده بخوبى روشن مپدارد كه كاخ مزبور در دوران سلطنت شاه سلیمان صفوى و در سال یك هزار و هشتاد هجرى (1080) ساختمان آن بپایان رسیده و این ساحتمان بسعى و اهتمام مقصود نامى كه از صوفیان سرسپرده درگاه بوده انجام گردیده است. گرچه ممیزاتى براى مقصود نگفته ولى نمیتوان بانى مسجد مقصود بیك واقع در تكیه ظلمات در سال یكهزار و ده را با مباشر ساختمان كاخ هشت بهشت كه در سال یكهزار و هشتاد انجام شده است متحد دانست. باغى كه سابقاً عمارت هشت بهشت در آن قرار داشته، بسیار بزرگ و زیبا بوده است كه امروز تنها محوطهاى كوچك از آن باقى است. كاخ هشت بهشت، آنچنانكه از نوشته ها بر مىآید، محل تفریج بوده است و گوشه و كناران به منظور خوشگذرانى ساخته شده. شاردن سیاح فرانسوى درباره این كاخ چنین نوشته است: ... كاخ هشت بهشت در باغ بلبل قرار دارد. تمام سقفهاى آن موزائیك بسیار عالى است. دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهایى در اطراف آنهاست. در این دالانها صدها مكان است كه دلكشترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب مىگردد و هر یك به وسیله منفذى كه بدان نور مىتابد روشن مىشود. این روشنایى متناسب با تفریجاتى است كه این امكنه ویژه آنها ساخته شده است. هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزئینات به دیگرى شبیه نیست. در هر جایى چیزهایى تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى بخاریهاى متنوع و در برخى دیگر حوضها و فواره هایى است كه از لوله هایى از داخل دیوار آب مىگیرند. این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است كه انسان در قسمت فوقانى آن گم مىشود و پلهها چنان مخفى است كه به آسانى پیدا نمىشود. قسمت پائین تا ده پا از سطح زمین از سنگ پشم و نردهها از چوب زرنگار و قابها و چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشههاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است. اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نیسات ولى فرح انگیزتر از مجللترین كاخهاى اروپایى است. در اثر تغییرات بسیارى كه در ساختمان كاخ هشت بهست سالها پس از تاریخ ساخت آن روى داده بسیارى كسان تصویر كردهاند كه این عمارت در زمان خیلى نزدیكتر از زمان صفویه ساخته شده به طورى كه مادام دیولافوا ساختمان آن را به دوران قاچاریه نسبت داده است. موضوعات مرتبط: اصفهان [ جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:43 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
به گزارش « شیعه نیوز » یک کاربر این سایت که در پاراچنار زندگی میکند با ارسال دست نوشته ای اوضاع این منطقه به رشته تحریر در اورده که ان را در اختیار شما قرار میدهیم : بنده اهل پاراچنار، بخش کوروم ، کشور پاکستان می باشم. میخواهم توجه شما را به یک فاجعه بزرگ انسانی که زندگی صدها هزار نفر از جامعه شیعیان پاکستان، واقع در پاراچنار را تبدیل به جهنم داغی کرده است جلب نمایم. قابل ذکر است که این منطقه قبیله ای تاکنون بزرگترین محل امن و همچون پایگاهی برای شیعیان پاکستان بوده است. بخش کوروم یکی از بخشهای هفت گانه فاتا می باشد این منطقه به تنهایی دارای 125 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان است و دارای جمعیت تقریبی 000/400 نفر می باشد. این منطقه به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می شود. پاراچنار مرکز بخش کوروم و بخشی از کورم بالایی است؛ که شیعیان در آن در اکثریت هستند. این در حالی است که بخش پایینی کورم غالباً در سلطه وهابیت است. این مناطق بوسیله کوههای مرتفع سرسبز و پوشیده از برف احاطه شده اند. پاراچنار از نظر استراتژیک موقعیت ممتازی دارد زیرا از 3 جهت با افغانستان مرز مشترک دارد، اما از سویی تنها یک نقطه نفوذی به خود پاکستان دارد. گاه گاهی درگیری های فرقه ای در این منطقه روی می دهد، اما بدلیل اینکه هر دو فرقه شیعه و سنی در یک منطقه قبیله ای زندگی میکنند و دارای آداب و رسوم مشترک می باشند، در نتیجه اختلاف خود را با گفتگو به پایان می رسانند؛ در نتیجه شرایط و اوضاع عمومی منطقه و روابط متقابل تا قبل از این مسالمت آمیز بوده است. در حال حاضر شرایط خاص بین المللی و بخصوص نقش ایالات متحده آمریکا در دنیای اسلام به پاراچنار نیز رسیده است. با تهاجم ناتو به افغانستان و تقابل متعاقب نیروهای قبیله ای و طالبان در نوار مرزی پاکستان و افغانستان تمامی این مناطق دچار آشفتگی و نابسامانی شده است. پاراچنار نیز تا مدت زیادی از سالهای دور در آرامش بسر می برد، اما به دلیل موقعیت ویژه آن پس از طرح جدید آمریکا و متحدانش در به اصطلاح مبارزه با تروریسم رو به وخامت نهاد. اهمیت این منطقه را می توان از بازدید هایی که رایان کروکر - سفیر وقت آمریکا در پاکستان – در سال 2005 و سایر ماموران رسمی ایالات متحده در سالهای 2006 و 2007 میلادی از پاراچنار داشتند شناخت. موقعیت استراتژیک پاراچنار که شیعیان در آن در اکثریت هستند همراه با ساختار اجتماعی و عقیدتی آن باعث شده است که نیروهای ناتو و طالبان، این منطقه را به عنوان میدان نبرد با یکدیگر انتخاب کنند. در این حال اختلاف بین شیعیان و اهل تسنن فقط باعث استفاده ناتو و طالبان از فضای موجود در نقشه اشغال منطقه و تحمیل ایدئولوژی خود می شود. –قابل توجه است که نویسنده جبهه طالبان را کاملاً از اهل تسنن جدا می داند- از ماه نوامبر سال 2007 به دلایل نامعلومی درگیریهای خونین پراکنده بین شیعیان و اهل تسنن شعله ور شد و هنوز پس از گذشت 11 ماه این درگیری ها ادامه دارد. بوسیله یک توطئه ی حساب شده ، شیعیان توسط ایادی مزدور آمریکا و ناتو مجبور به درگیری با نیروهای طالبان شدند تا اهداف شیطانی از پیش تعیین شده آنان تامین شود. شیعیان از هر سو توسط گروههای مسلح بنیادگرا و افراطی که توسط افرادی با گرایشهای وهابی و ضد شیعه حمایت می شوند مورد هجمه قرار گرفتند. شجاعت و از خودگذشتگی مردم پاراچنار باعث عقب نشینی نیروهای مهاجم شد. اما این درگیری ویرانی و خرابی بسیاری برجا گذاشت که در طول تاریخ منطقه بی سابقه بود. صدها نقر کشته، زخمی و یا بی خانمان شدند و هم اکنون ماههاست که شیعیان در محاصره کامل به سر می برند. تمامی راههای مواصلاتی به دیگر مناطق کشور توسط نیروهای مسلح طالبان مسدود شده است؛ و شهر به معنای واقعی 10 ماه است که از سایر بخشهای کشور جدا شده است. بسیاری از مردم ربوده و به طرز وحشیانه ای کشته شده اند. تمام فعالیتهای اقتصادی توقف یافته است و بازارها به دلیل تامین نشدن مایحتاج روزانه مردم تعطیل می باشند. برق در این منطقه مدام قطع می باشد.تعداد زیادی از بیماران بدلیل کمبود مواد دارویی در بیمارستانها جان باختند. حتی برای مردم این مناطق تامین غذای روزانه بسیار دشوار می باشد. دانشجویان این مناطق که در سایر شهرهای پاکستان مشغول به تحصیل هستند راه بازگشت به خانه را ندارند. وضعیت شیعیان پاراچنار که تمام راههای تامین معاششان بسته شده ، به هیچ وجه دست کمی از غزّه ندارد. مردم هیچ امیدی به بهبود مصائب خود ندارند؛ و متاسفانه یک رهبریِ منسجم و آگاه که توان درک و تحلیل شرایط و متعاقباً اتخاذ استراتژی برون رفت شیعیان از مهلکه درگیری دو نیروی شیطانی-یعنی طالبان و ناتو- را داشته باشد وجود ندارد. نکته دیگری که بالاتر از این مسائل باید ذکر کنم غرض ورزی دولت پاکستان است که به جای حل و فصل مشکلات با تحریک و تشویق گروههای خرابکار شرایط را بسیار متشنج کرده و با اعمال مواضع خصمانه علیه جامعه رنج دیده ی شیعیان بر این مصائب می افزاید . آخرین وضعیت این مناطق بگونه ای است که از طرفی طالبان تمام راههای حیاتی شیعیان را قطع کرده است و از طرفی دیگر ناتو و ایالات متحده آمریکا در صدد اشغال این مناطق می باشند. مخلص کلام اینکه شیعیان مقیم بخش کوروم در وضعیت بسیار رقّت باری زندگی می کنند. این درگیری باعث عقب ماندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها شده است. این مردم حقیقتاً سزاوار همدردی و پشتیبانی مالی و معنوی بوده و از هر جهتی نیازمند حمایت می باشند. ما از کمک به مردمانی که جداً در مخاطره هستند دریغ نمی کنیم، اما وسعت فاجعه بسیاربسیار بزرگتر از توان ماست. ما بر این باوریم که جمهوری اسلامی ایران امید و ریشه ی واقعی انگیزه بخش مردم ستمدیده و مستضعف جهان به طور عام و بطور خاص برای پیروان راه راستین ائمه ی اطهار- علیهم السلام- است. ما از شما انتظار زیادی داریم و از شما تقاضای همدردی وهمراهی وکمک داریم، تا بتوانیم وظیفه ی اصلی خود را که همان اصلاح و نیرومند ساختن طبقه ی فقیر جامعه مان که در راه محبت و وفاداری امام امت دچار اذیت های فراوانی شده اند را انجام دهیم؛ و اگر این کار برای همه مقدور نبود، حداقل تعدادی از مردم ستمدیده و مظلوم نجات یابند؛ و این امید برای آنها باقی بماند که هنوز زمین مکانی برای زندگی است. امیدواریم که خداوند متعال شما را در خدمت به اسلام و مسلمین موفق دارد. آمین موضوعات مرتبط: مذهبی [ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:52 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
موضوعات مرتبط: مذهبی [ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:48 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
دكتر عصام العماد، شیعهشناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و فارغالتحصیل دانشگاههای مذاهب عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است، در گفتوگوی تفصیلی به تشریح شكلگیری فرقه وهابیت و افشای ماهیت آن پرداخته است.
وی با بیان این كه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است، گفت كه نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری كه در دنیا صورت میگیرد ناشی از این تفكر است.العماد، بزرگترین مشكل دنیای اسلام را حركت وهابیت دانست و با بیان این كه وهابیون به مقولهای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند، پیشنهاد داد كه علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تكفیری وهابیون بیانیهای مشترك صادر كنند. وی با اشاره به این كه فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است، آن را در راستای متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و اخوان المسلمین دانست. دكتر عصام العماد كه یمنیالاصل و 39 ساله است و تحصیلات خود را در دانشگاههای عربستان گذرانده و روزی خود در زمره پیروان وهابیت بوده و امروز به عنوان یك شیعهشناس در ایران به تدریس و تالیف مشغول است، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: صدور فتوای تكفیری 38 نفر از علمای وهابی عربستان چیز غریب و جدیدی نیست؛ چرا كه وقتی ما به تاریخ وهابیت از بدو تأسیس آن نگاه میكنیم، مشاهده میكنیم كه وهابیت در بستر تكفیر به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است. وی گفت: گمان نمیكنم هیچ مذهبی همانند وهابیت در فضای تكفیری تبلور یافته باشد و متاسفانه اینگونه تندروی آنان ناشی از جهل به معنی تكفیر و خصوصیات آن است. العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ایران آمدم مشغول تالیف كتب و نقد روش وهابیت شدم كه یك نمونه از مناظراتم با یكی از مفتیهای كویت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسی نیز ترجمه شده است. مؤسس فرقه وهابیت اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت نداشته است
وی ادامه داد: شیخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابیت است و فردی است كه در خانوادهی علمی رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصیل كرده است ولیكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكری داشته است. معتقدم شیخ عبدالوهاب با دو مشكل بسیار بزرگ دست و پنجه نرم میكرد كه البته این دو مشكل را از مطالعات مكرر كتابهای وی، كشف كردهام. مشكل اول وی كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است. وی گفت: شیخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصیلی كامل و جامع از علوم، در یك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلی ملازم نزد شخصیتی علمی تلمذ كند. عصام العماد افزود: متأسفانه شیخ محمدعبدالوهاب قبل از اینكه تحصیلات خود را بهطور كامل تكمیل كند، عهدهدار امر تبلیغ دین شد؛ این در حالی بود كه وی دارای روحیه تندرویی بود. مشكل اساسی و بزرگ موسس وهابیت انحراف سلوكی نبوده بلكه مشكل فكری بوده است وی مشكل دوم شیخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكری و عقیدتی برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسی و بزرگ وی، مشكل فكری بوده است كه نمونه چنین مسألهای درمیان خوارج در زمان امام علی علیهالسلام وجود داشته است. عبدالوهاب علاوه بر شیعه، اهل تسنن معتدل را نیز مورد هجمه قرار داد
وی اضافه كرد: از بدو ظهور شیخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكی از وی بودیم كه متأسفانه وی فقط بر ضد شیعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نیز مورد هجمه فتوایی خود قرار داد. عصام العماد گفت: شیخ محمد عبدالوهاب معنای حقیقی و ضوابط اصلی تكفیر را پی نبرده بود؛ بنابراین جمع كثیری از مسلمانان شیعه و سنی را داخل در دایره شرك و تكفیر نمود و این همان خطر بزرگ است. وی هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحید میانگاشت. وی ادامه داد: این شخصیت با فكر شخصی خود قواعدی را در زمینه توحید تدوین كرده بود و هر كسی را با این چهارچوب مخالفت یا نقد میكرد، كافر میشمرد و بر این اساس مشاهده میكنیم بزرگان علمی عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحید زمخشری، تفسیر آیات توحید امام فخر رازی و امام ابوحامد غزالی، طبرسی و عسقلانی، ثعلبی و حتی طبری كه از علمای بزرگ اهل سنت است، در نظر شیخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نویسنده آن كتاب، كافر است. این محقق تاریخ اسلام خاطر نشان كرد: شیخ محمد عبدالوهاب یك نوع حساسیتی در مساله توحید داشت و درصدد بود با فكر خودش این مساله را حل كند غافل از اینكه كمیتش در این زمینه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامی از اندلس تا ایران و پاكستان و در میان تمام فرق اعم از اشعری،معتزله، سلفیه و شیعه و... ایجاد كرد. وی باعث شد جنبشهای بزرگ اسلامی به چند دستگی مبدل شوند و از حركت باز ایستند. موسس وهابیت میخواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند
عصام العماد تاكید كرد: بنده در صدد این نیستم كه نیت شیخ محمدعبدالوهاب را در این كار بیابم؛ چرا كه نیت، امری درونی و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه برای من مسلم است، این است كه شیخ با عملكردش میخواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند، بدون اینكه درك جامعی از آن داشته باشد. او به قدری تعصب داشت كه در نامههای خویش به دیگران، آنان را مشرك خطاب میكرد و میگفت (من محمد عبدالوهاب الی المشركین). وی معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش برای طرفدارانش مباح است. وی ادامه داد: حتی شیخ سلیمان عبدالوهاب برادر شیخ محمد عبدالوهاب نیز به مقابله با او پرداخت و روزی به او گفته بود«تو هرگز كتابهایی را كه خواندهای به درستی درك نكردهای». وی تاكید كرد: بسیاری از مسایلی را كه شیخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدری تند است كه بسیاری معتقدند «ابن تیمیه» كه او هم یكی از شخصیتهای افراطی در تاریخ بوده است، از وی معتدلتر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثیری از امور هستند كه شیخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولی «ابن تیمیه» چنین نكرده است. دكتر عصام العماد، فتوای تكفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد: تا زمانی كه راه حلی برای این معضل نیابیم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد. بزرگترین مشكل دنیای اسلام حركت وهابیت است
وی گفت: شیخ محمدسعید رمضان لوطی كه از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشكیل دادیم تا مشكلات جهان اسلام را بیابیم و حل كنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم كه بزرگترین مشكل كه دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم میكند حركت وهابیت است.» اینان مشكلاتی در تمام دنیا اعم از آمریكا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی كه در آن نفوذ كردهاند، ایجاد نمودهاند. دكتر العماد از قول دكتر علامه یوسف قرضاوی نقل كرد: در دنیای اسلام كسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینكه وهابیت كتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه... وی خاطر نشان كرد: به عنوان مثال یك وهابی كتابی در رد سید جمالالدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یك وهابی دیگر كتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعلههای آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. دیگری كتابی به نام «الكلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است. تمام نوشتههای آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است
موضوعات مرتبط: مذهبی [ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:43 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
دكتر عصام العماد، شیعهشناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و فارغالتحصیل دانشگاههای مذاهب عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است، در گفتوگوی تفصیلی به تشریح شكلگیری فرقه وهابیت و افشای ماهیت آن پرداخته است.
وی با بیان این كه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است، گفت كه نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری كه در دنیا صورت میگیرد ناشی از این تفكر است.العماد، بزرگترین مشكل دنیای اسلام را حركت وهابیت دانست و با بیان این كه وهابیون به مقولهای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند، پیشنهاد داد كه علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تكفیری وهابیون بیانیهای مشترك صادر كنند. وی با اشاره به این كه فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است، آن را در راستای متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و اخوان المسلمین دانست. دكتر عصام العماد كه یمنیالاصل و 39 ساله است و تحصیلات خود را در دانشگاههای عربستان گذرانده و روزی خود در زمره پیروان وهابیت بوده و امروز به عنوان یك شیعهشناس در ایران به تدریس و تالیف مشغول است، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: صدور فتوای تكفیری 38 نفر از علمای وهابی عربستان چیز غریب و جدیدی نیست؛ چرا كه وقتی ما به تاریخ وهابیت از بدو تأسیس آن نگاه میكنیم، مشاهده میكنیم كه وهابیت در بستر تكفیر به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است. وی گفت: گمان نمیكنم هیچ مذهبی همانند وهابیت در فضای تكفیری تبلور یافته باشد و متاسفانه اینگونه تندروی آنان ناشی از جهل به معنی تكفیر و خصوصیات آن است. العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ایران آمدم مشغول تالیف كتب و نقد روش وهابیت شدم كه یك نمونه از مناظراتم با یكی از مفتیهای كویت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسی نیز ترجمه شده است. مؤسس فرقه وهابیت اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت نداشته است
وی ادامه داد: شیخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابیت است و فردی است كه در خانوادهی علمی رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصیل كرده است ولیكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكری داشته است. معتقدم شیخ عبدالوهاب با دو مشكل بسیار بزرگ دست و پنجه نرم میكرد كه البته این دو مشكل را از مطالعات مكرر كتابهای وی، كشف كردهام. مشكل اول وی كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است. وی گفت: شیخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصیلی كامل و جامع از علوم، در یك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلی ملازم نزد شخصیتی علمی تلمذ كند. عصام العماد افزود: متأسفانه شیخ محمدعبدالوهاب قبل از اینكه تحصیلات خود را بهطور كامل تكمیل كند، عهدهدار امر تبلیغ دین شد؛ این در حالی بود كه وی دارای روحیه تندرویی بود. مشكل اساسی و بزرگ موسس وهابیت انحراف سلوكی نبوده بلكه مشكل فكری بوده است وی مشكل دوم شیخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكری و عقیدتی برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسی و بزرگ وی، مشكل فكری بوده است كه نمونه چنین مسألهای درمیان خوارج در زمان امام علی علیهالسلام وجود داشته است. عبدالوهاب علاوه بر شیعه، اهل تسنن معتدل را نیز مورد هجمه قرار داد
وی اضافه كرد: از بدو ظهور شیخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكی از وی بودیم كه متأسفانه وی فقط بر ضد شیعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نیز مورد هجمه فتوایی خود قرار داد. عصام العماد گفت: شیخ محمد عبدالوهاب معنای حقیقی و ضوابط اصلی تكفیر را پی نبرده بود؛ بنابراین جمع كثیری از مسلمانان شیعه و سنی را داخل در دایره شرك و تكفیر نمود و این همان خطر بزرگ است. وی هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحید میانگاشت. وی ادامه داد: این شخصیت با فكر شخصی خود قواعدی را در زمینه توحید تدوین كرده بود و هر كسی را با این چهارچوب مخالفت یا نقد میكرد، كافر میشمرد و بر این اساس مشاهده میكنیم بزرگان علمی عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحید زمخشری، تفسیر آیات توحید امام فخر رازی و امام ابوحامد غزالی، طبرسی و عسقلانی، ثعلبی و حتی طبری كه از علمای بزرگ اهل سنت است، در نظر شیخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نویسنده آن كتاب، كافر است. این محقق تاریخ اسلام خاطر نشان كرد: شیخ محمد عبدالوهاب یك نوع حساسیتی در مساله توحید داشت و درصدد بود با فكر خودش این مساله را حل كند غافل از اینكه كمیتش در این زمینه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامی از اندلس تا ایران و پاكستان و در میان تمام فرق اعم از اشعری،معتزله، سلفیه و شیعه و... ایجاد كرد. وی باعث شد جنبشهای بزرگ اسلامی به چند دستگی مبدل شوند و از حركت باز ایستند. موسس وهابیت میخواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند
عصام العماد تاكید كرد: بنده در صدد این نیستم كه نیت شیخ محمدعبدالوهاب را در این كار بیابم؛ چرا كه نیت، امری درونی و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه برای من مسلم است، این است كه شیخ با عملكردش میخواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند، بدون اینكه درك جامعی از آن داشته باشد. او به قدری تعصب داشت كه در نامههای خویش به دیگران، آنان را مشرك خطاب میكرد و میگفت (من محمد عبدالوهاب الی المشركین). وی معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش برای طرفدارانش مباح است. وی ادامه داد: حتی شیخ سلیمان عبدالوهاب برادر شیخ محمد عبدالوهاب نیز به مقابله با او پرداخت و روزی به او گفته بود«تو هرگز كتابهایی را كه خواندهای به درستی درك نكردهای». وی تاكید كرد: بسیاری از مسایلی را كه شیخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدری تند است كه بسیاری معتقدند «ابن تیمیه» كه او هم یكی از شخصیتهای افراطی در تاریخ بوده است، از وی معتدلتر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثیری از امور هستند كه شیخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولی «ابن تیمیه» چنین نكرده است. دكتر عصام العماد، فتوای تكفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد: تا زمانی كه راه حلی برای این معضل نیابیم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد. بزرگترین مشكل دنیای اسلام حركت وهابیت است
وی گفت: شیخ محمدسعید رمضان لوطی كه از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشكیل دادیم تا مشكلات جهان اسلام را بیابیم و حل كنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم كه بزرگترین مشكل كه دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم میكند حركت وهابیت است.» اینان مشكلاتی در تمام دنیا اعم از آمریكا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی كه در آن نفوذ كردهاند، ایجاد نمودهاند. دكتر العماد از قول دكتر علامه یوسف قرضاوی نقل كرد: در دنیای اسلام كسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینكه وهابیت كتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه... وی خاطر نشان كرد: به عنوان مثال یك وهابی كتابی در رد سید جمالالدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یك وهابی دیگر كتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعلههای آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. دیگری كتابی به نام «الكلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است. تمام نوشتههای آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:41 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
|
||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||