ونهر   نیوز     venhar news
                   (الهم صلی علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم)        
لینک های مفید

 این پل كه از اواخر تیمورى شالوده‏ هایى داشته به امر شاه‏ عباس دوم در سال 1060 به صورت امروزى آن ساخته شده است. در وسط این پل براى اقامت موقتى شاه صفوى و خانواده او ساختمان مخصوصى كه به نام بیگربیكى شهرت دارد بنا شده كه هم‏ اكنون وجود دارد و طاق هاى آن داراى تزئینات نقاشى است. نام‌ پل‌خواجو، تحریف‌ كلمه‌ «خواجه‌» است‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ لقب‌ بزرگان‌ وخواجه‌های‌ عصر صفوی‌ نام‌ گذاری‌ شده‌ است‌.

این پل در انتهاى شرق خیابان كمال اسماعیل اصفهانى و انتهاى جنوبى خیابان خواجو واقع شده است. به طورى كه باستان شناسان تحقیق كردهاند پل مزبور بر روى پلى كه در پیش وجود داشته و خرابى بآن راه یافته بوده بنا گردیه است.

 در باب ساختمان این پل و زمان ساختنمان و بانى ساختمان و كیفیت آن اقوال گوناگونى نوشته اند ولى آنچه مناسب به نظر مى رسد شرحى است كه مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهانى در این باب نگاشته و از این رو نوشته مزبور عیناً نقل مى گردد.

 در انتهاى شرقى خیابان كمال اسماعیل و انتهاى جنوبى خیابان خواجو كه به طرف تخت فولاد (قبرستان اصفهان) و راه یزد مى رود پل زیبا و تاریخى خواجو واقع شده - این پل بر روى خرابه هاى پل حسن بیك به وسیله شاه عباس دوم صفوى در سال (1065 ه) ساخته شده است. آن را با اسامى: پل خواجو - پل حسن بیك پل بابا ركن الدین - پل گبرها نوشته اند.

 تارونیه سیاح اروپائى نوشته است كه در دو طرف خیابان این پل دو خانه وجود دارد كه متعلق به شاه است و رودخانه در هیچ كجا بسترى بقشنگى این ندارد و چون این محل از همه جا گودتر است همین امر تا اندازهاى شاه عباس را وادار به ساختمان این پل نمود و چون محل گبرها آن طرف رودخانه بوده براى این كه آنان از خیابان چهارباغ نگذرند و از این پل كه راه را كوتاهتر مىنمود زودتر به منزل برسند ساخته شد و تاریخ آن 1057 تا 1077 هجرى است.

 و نیز نوشته شده است وقتى كه پل به اتمام رسید به همان نام حسن بیك نامیده شد. این پل كه طولش 150 متر و عرضش 14 و معبر آن 7/5 متر مىباشد از سنگ و آجر ساخته شده و 21 جوى و 26 چشمه دارد.

 این پل به منزله سد و از حیث معمارى و استحكام بى اندازه زیبا و بى نظیر آن، شامل چهار طبقه و در دو طرف داخلى معبر فوقانى هر طرف 51 غرفه بزرگ و كوچك دارد.

 طول سنگهاى این پل متجاوز از دو متر و امتداد ستونهاى فاصله هر چشمه به سقف 20 متر است جلو هر سقف و دیوار پیش آمدگى و فرو رفتگى وجود دارد اگر تختهاى با اندازه دهانه پل ها بگذارند آب رودخانه بالا آمده و مدتى ذخیره مىشود.

 و در قدیم مواقع جشن و غیره نیز قایقرانى مىنمودهاند و. در هذه السنه از طرف شهردارى تخته گذارى و قایقرانى و منظره زیبائى ایجاد شده و چنانچه براى خسرانى نداشته باشد، اقدام خوبى است اما نه براى همیشه. در قسمت شرقى پل طرفین دو صفه مسطح سنگى وجود دارد و در وسط آن دو تقریباً در كف رودخانه سنگرس مفصلى دیده مىشود و چنانچه نوشتهاند دریاچهاى وجود داشته كه از فوارههاى آن جستن مىنموده است، تا كف رودخانه یازده پله سنگى مىخورد، دو طرف شرقى قسمت پائین پل دو شیر سنگى بزرگ از قدیم موجود است كه در بى مبالاتى و جهالت افراد خرابیهائى بدان وارد شده. غرفهها و اطاقهاى وسط پل به همان طرز نقاشى و طلاكارى دوره صفئویه باقى است و طبقه بالاى اطاقها را در چندین سال قبل خراب نمودهاند. پشت بغلهاى این پل از كاشیهاى خشت هفت رنگ تزیین شده كه متأسفانه در اثر لاقیدى بى مواظبتى مسئولین امر و یا ت.ثیر باد و باران همه ساله تعداد زیادى از آنها خراب و از بین رفته بود. از وسط پل در طرفین تالار دو راه پله موجود است كه به وسیله آن دو طبقه زیرین مىتوان رفت و آمد كرد. تاریخ تعمیر این پل مطابق كتیبه كوفى كه در طرف راست جنوبى پل رو بكار خانه نور است در سال 1290 هجرى بسعى نصر الله خان در زمان ناصر الدین شاه قاجار مىباشد.

 اطراف پل مانند قدم در ایام بهار و تابستان و روزهاى تعطیل محل گردشگاه عموم اهالى است و بعضى روزها به حدى جمعیت زیاد است كه راه عبور و مرور در طبقه دوم تقریباً مشكل مىشود.

 در كتاب عباسنامه تألیف محمد طالهر وحید قزوینى به سال (1110 تا 1015 ه( شرح مفصلى راجع به ساختمان پل حسن آباد »خواجو« نوشته به خلاصه اینكه پس از اتمام شاه عباس دوم دستور آئین بستن و گلریزان نمودن پل را به عهده و اهتمام مقصود بیك سفره چى باشى واگذار نمود و تزیین هر یك از طاقهاى آن پل به عهده یكى از امرا محل  گردید و چشمههاى وسط كه به منزله دل در بدن و معنى در سخن است از طرف شاه آئین بسته شد و مىنویسد: آب رودخانه را ببالا پل سد نموده به طورى كه فواره حوض آن تقریباً سه گز مىجست، سایبانهاى زرنگار از مبداء تا منتهاى پل بر سر پا بود و رشتههاى مفتول جهت آویختن فانوس و قنادیل به طرحهاى مختلف كشیده بودند.

 و در هر مجلسى فرشهاى قالى كرمانى و قائنى افتاده بود و در هر حجرهاى شاهد سنبل مو بر پاى ایستاده و جوانان خطه ارم عباس آباد و سیمبران خوش اب ورنگ هندو و ارامنه شمشاد قامت گلرخسار مجلس را به صورت نگار گردانیده بودند و اعلیحضرت ضلاللهى كامران و كامیاب تا حین طلوع صبح عالمتاب در عبارت شرقى پل مزبور استراحت و امرا و مقربان و ملازمان هر یك در حجرات مختلف خود غنودند.

 حبذا زین پل مبارك فال          كه بود آسمان جاه و جلال

 بر سرش سایبان رنگارنگ          چون كله بر سر بتان فرنگ

 باطن او ز جوشش سرشار          چون رگ شاخ گل به فصل بهار

    ×××

 گشت در عهد پادشاه زمان          جنتى بر پل صراط عیان

    ×××

 در آن خلد برین گردیده پیدا          ز مینا شمع و از آیینه مینا

 كس از بینندگان كم دیده انسان          چراغان در چراغان در چراغان

 در وصف ساختن دریاچه و سد بر روى پل مزبور بابا محمد على اصفهانى حدود (1081 ه.ق( از شعراى مصاحب حكیم شفائى چنین سروده است:

 ندانم چوئن كنم تعریف آن پل          كزو ایجاد شد راه توكل

 شكوه بحر اگر آنجا كشد سر          جهد مانند میمونى ز چنبر

 و نیز شیخ رمزى كاشى در تاریخ بستن سد بر روى زاینده رود چنین نوشته:

 سدى كه از خارا به پیش زنده رود          از عطاى شاه دین عباس ثانى بستهاند

 در تاریخش گذشت از آب رمزى و نوشت:

(سد اسكندر بآب زندگانى بسته اند)

     (1076)

 از مزایاى اختصاصى این پل سدى بوده كه براى آن در موقع ساختن در نظر گرفته اند كه هر زمان اقتضاء داشته با بستن چشمه هاى پائین آب بالا مى آمده و حكم دریاچه و سدى پیدا مى كرده و از این رو گفته اند:

 داراى جهان پناه عباس          دریاچه و سد و پل بنا كرد

 و بناى این سد و دریاچه براى این بوده كه منظره عمارات و باغهاى واقع در آن محل باشد و در هنگام جلوس در آن عمارات و باغات از منظره دریاچهاى كه با بستن سد ایجاد مىگردید لذت برند.

 منظور از عباس كه در شعر بالا گفته شد عباس ثانى است كه امر ببناى ل و سد نمود، زیرا بانى آن همان شاه عباس دوم است و تاریخ بناى پل (1060 ه.ق) و بناى سد (1068 ه.ق) بوده است.

 این پل علاوه بر اینكه براى عبور و مرور قوافل و عابران ساخته شده بود براى تفرج و گردش مردم و پادشاه نیز مستعد بوده است. چنانچه از قصص الخاقانى نقل شده در سال (1060 ه.ق( كه پل ساخته شد و به پل شاهى اشتهار یافت بعد از تعطیلات نوروز آن سال بر حسب فرمان شاه عباس ثانى پل را آئین بندى و چراغان كردند و هر یك از غرههاى آن را یكى از امراء و بزرگان تزیین نمود و براى جشن مهیا گردید و سائراى مشهدى قصیدهاى در 45 بیت و نیز صائب تبریزى قصیدهاى در وصف آن چراغانى و جشن سروده اند.

 مؤلف تاریخ اصفهان ورى چنین گفته:

 و اما مبانى شگرف اصفهان یكى پل هائى است كه روى زاینده رود زده شده مانند پل بابا ركن الدین كه به پل خواجو معروف است. ریشه و اساسش قبل از عجم بوده و زمان تركمانهاى آققوینلو تعمیرى از آن شده و به عهده صفویه مرتبه بالا را طرح انداخته و در بیگلربیگى صدر اصفهانى روى مرتبه فوقانى بالاخانه ساخته بود بنام خود كه در 1310 اجزاى ظل السلطان خراب كردند و راه چهارباغ نو است براى تخت پولاد.

 اینكه مؤلف تاریخ اصفهان ورى گفته اساسش قبل از عجم بوده معلوم نشد چه زمانى را در نظر داشته است ولى آنچه مسلم مىنماید اینستكه پیش از دولت اسلام اساس آن پل وجود داشته و در زمان تركمانها تعمیرى از آن شده و در دوران صفرویه طبقه بالاى آن ساخته شده و در زمان بیگلربیگى صدر اصفهانى روى مرتبه فوقانى بالاخانهاى به نام خود ساخته كه در سال (1310 ه.ق( از طرف ظل السلطان خراب گردیده است.

 این پل را باسامى: بابا ركن الدین - خواجو - گبرها - شیراز - حسن آباد - پل شاهى تیمورى خواندهاند اما اینكه آن را پل بابا ركن الدین گفتهاند از این جهت است كه در تخت فولاد كه نزدیكى جاده قدیم شیراز واقع شده قبر و بقعه بابا ركن الدین كه از عرفاى معروف زمان خود در 26 ربیعالاول سال (769 ه.ق( وفات كرده در آنجا واقع وم مورد توجه و مزار عمومى است از این رو پل به نام او معروف گردیده است.

 اما نامیدن آن به پل خواجو به مناسبت این است كه در مجاورت محله خواجو ساخته شده و پل شیراز از این نظر كه نزدیك جاده اصفهان به شیراز واقع گردیده و پل گبرها از نظر اینكه گبرها از این پل به محله خود مىرفتهاند و پل حسن آباد از جهت این كه محل خواجو را در قدیم حسن اباد مىنامیدهاند و اما پل شاهى از این جهت بود كه چون شاه عباس دوم در سال یكهزار و شصت پل را كامل كرد و از هر جهت آراسته گردید به پل شاهى معروف گردید و تیمورى از آن نظر گفتهاند كه تیمور به داماد خود حسن پاشا دستور داده بود كه آن پل را بنا كند و بنا كرد.

 مؤلف صنف جهان در باب پل خواجو چنین نوشته است:

 پل هشتم - پلى است كه الحال به پل خواجو اشتهار دارد زیرا كه در آخر چهارباغ مشهور به خواجو واقع است و قبل از چهار باغ در آخر و كنار آن محله واقع بوده و پل طرف یمین است و در اول قبل از خرابیها بر سر محله حسن آباد بوده و بانى آن را به اسم پل حسن آباد موسوم نموده بوده و چون محله حسن آباد در فترت افغان و فتنههاى بعد از آن خراب و بكلى از آبادى افتاده است و محله خواجو نزدیك آن بوده به اسم آن معروف شده. این ل در كمال خوبى و زیبایى است و زیاده خوش نماتر از پلى سى و سه چشمه است اما با آن عرض و طول نیست لكن به همان استحكام ساخته شده و دقیقهاى از استحكام و خوش نمائى را فرو گذار ننمودهاند، آن را شاه عباس ثانى بنا نموده و میرزا طاهر وحید تخلص كه در آن زمان وقایع نگار و مورخ زمان آن پادشاه بود آن را ضبط و در تاریخى كه به نام او نوشته ثبت نموده است و آورده كه در محل این پل یك پل كهنه مدروس و ویران بود و شاید آن پلى بوده است كه در كتاب ماروخى با اسم جس حسین نوشته شده و باالجمله به حكم پادشاه آن را خراب نموده و برداشتند و این پل را به این وضع خوب و هیئت مرغوب مشتمل بر بیست و چهار چشمه به زمان اندك بساختند و چون پیش محله حسن اباد و جنوب آن بوده ان پل حسن اباد نام نهادند و تصریح نموده است كه یك طرف آن باغ سعادت آباد است كه مشتبه به پل دیگر به هیچ وجه نیست و مرحوم امیر الشعراء رضا قلى خان هدایت تخلص نیز در كتاب روضةالصفاى ناصرى در آخر احوال شاه عباس ثانى اشارهاى از بناى این پل از پادشاه مذكور نموده است. بر بالاى این پل به دستور خیابان و دو طرف غرفهها بستهاند و سرطاقهاى غرفهها را كاشى كارى نموده و در میان آن عمارت و نمائى ساختهاند كه در غرفهها و آن عمارت همه نشیمن مردمان عام و خاص مىباشد كه به تفریج و تماشا آیند و شاه عباس بعد از اتمام آن در آنجا چند شبى جشن و چراغان خود را كه موسوم به فتح آباد است متصل به این پل بنا كرده است. زیر این پل را به طرز دیگر ساخته اند كه زیاد از حد مزید حسن آن گشته. دو طرف شرقى و غربى پل را كه جهت دخول و خروج آب است مهتابى طرح انداخته و میان پل ها را طاقنمائى ساختهاند و در میان هر طاقنمائى نه بزرگ سنگى بنا كگردهاند كه آب قسمت آن چشمه از میان نهر مىرود و دو طرف آن شهر راه روى است كه مردمان بر سر آن مىروند و مىنشینند و گاهى كه در فصل بهار اب زیاده طغیان مىكند تا بالاى جویهاى میان آمده راه عبور و مرور را مىبندد و براى مهتابى روى به مشرق در میان ممرهاى آب و محل ریزش آن زینهها قالب آب ساختهاند كه مردمان بر آن نشسته از صفا و تماشى آب محظوظ شوند و نمائى دیگر به طرف طول در میان پل ساختهاند ایوان مانند از اول تا آخر چشمهها محاذى یكدیگر، چنانچه از اول چشمه آخرى آن پیدا است مجملاً مانند این پل و پل سى و سه چشمه پلى بایران ساخته نشده و بنفاست و استحكام آنها نپرداختهاند. و در نزد مردم عامل و كسانى كه از تاریخ  خبر ندارند این پل به پل حسن خان تركمان مشهور شده است و مراد ایشان امیر حسن بیك آققوینلو است كه امیر آذربایجان بوده و بر این سمتها نیز فرمان روا بود ولیكن او هرگز به این جاها نپرداخته و چنین همت و سلیقه نداشت بلكه تمام دولت او به همه عمر به قدر خرج این پل نبوده است و او قبل از زمان سلطنت صفویه بوده و سلطنت از اولاد او به صفویه منتقل شده و اگر این پل را بنا نموده بود و شاه عباس بزرگ كه بسیار سال بعد از او بود و این وضع و تركیب را دیده بود سلیقه شاه عباس هرگز به وضع و هیئت پل سى و سه چشمه رضا نمىداد و همت به شكل و وضع به از این مىگماشت نه كس از آن، چه این پل فایق دارد و زیاده قابل تعریف و تحسین است هزار آفرین به دانش و ذهن مهندسان آن زمان و صد هزار آفرین به همت آن پادشان به فروتمكین باد كه ذرهاى در مخارج آن خست و اهمالى ننموده است و مسلماً وجه اشتباه نزدیكى اسم شده و از بى خبرى پل حسن آباد را پل حسنخان گفته و دانستهاند و حال آنكه آن هم غلط است نه خان است و نه شاه بلكه امیر حسن بیك تركمان است و هرگز لقب خانى و شاهى نداشته.

 از گفتار مورخان معلوم گردید كه در جاى كنونى پل هاى خواجو پل دیگرى بوده كه به وضع آندراس در آمده بوده و قابل استفاده نبوده است و از این رو شاه عباس دوم دستور داده بر طبق نقشه پلى بر روى زاینده رود كه در نزدیكى باغ سعادت آباد و عمارت آینه خانه بوده ساخته شود و كاركنان بر طبق دستور ساعى بودهاند كه این پل از پل اللهوردیخان و سایر پل ها زیباتر و بهتر ساخته شود و مسلم پل با وضع كنونى بعد از شاه عباس دوم ایجاد شده و پلى كه پیش بوده، اهمیتى از نظر ساختمان نداشته است و مسلم سطح معمارى آن پل در هنگام احداث پل اللهوردیخان پائینتر بوده است.

 در طول این پل اختلاف است، چنانچه در گفتههاى پیش نوشته شد طول را 150 و عرض را 14 متر نوشتهاند ولى در گنجینه آثار تاریخى اصفهان طول 132/5 متر و عرض 12 متر نوشته شده است.

 عدد چشمه مهى این پل را بعضى 26 و برخى 24 و كسانى 21 و دیگران 28 نوشتهاند و گمان مىرود بعضى از چشمههاى آن در زین شن و خاك مسطور شده باشد.

 این پل زیر شماره 111 به ثبت تاریخى رسیده است. 


موضوعات مرتبط: اصفهان
[ جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:46 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
عمارت تاریخى «هشت‏ بهشت» نمونه‏ اى از كاخهاى محل سكونت آخرین سلاطین دوره صفویه است كه در دوره شاه سلیمان در سال 1080 هجرى بنا شده است. كاشی‌ كاری هایی‌ كه‌ انواع‌ حیوانات‌ پرنده‌، درنده‌ و خزنده‌ برروی‌ آن‌ نقش‌ بسته‌، از آثار این‌ كاخ‌ بشمار می‌آیند . از باغ وسیع «هشت ‏بهشت» مقدار زیادى باقى نمانده ولى قصر تاریخى آن هنوز اثر ارزنده و جالبى است كه پس از انقلاب پاركى در اطراف آن ساخته شده است

 این كاخ كه در هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوى بنا شده از بهترین كاخهائى است كه در روزگار صفویه ساخته شده و چون كیفیت ساختمان و وضع بنا در اثر مسرور زمان تغییر كرده ناچار براى امكان بیان وضع آن در زمان های مختلف باید نوشته‏ هاى كسانى را كه در زمان های گوناگون كاخ را مشاهده و از وضع آن آگاهى كامل داشته‏ اند از نظر اهل تحقیق گذرانید.

 از كسانى كه مكرر در این كاخ رفته و به اوضاع آن آشنائى كامل حاصل كرده و شاردن فرانسوى است كه در سفرنامه خود بطور مشبع شرح اوضاع كاخ را نوشته است و قسمتى از ترجمه نوشته او را ذیلا مینویسیم.

 من قول داده ‏ام كه در طى توصیف باغهاى اطراف خیابان زیباى اصفهان شرح یكى از تالارهاى یكى از باغها را بنام باغ بلبل بدهم اى تالار را عمارت هشت بهشت می نمامند. تمام سقف هاى آن موزائیك بسیار عالى است دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهائى در اطراف آنها است. در این دالان ها صدها مكان است كه دلكشترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب میگردد و هر یك بوسیله منفذى كه بدان نور میتابد روشن میشود این روشنائى متناسب با تفریحاتى است كه این مکان ویژه آنها ساخته شده است.

 هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزیینات به دیگرى شبیه نیست در هر جائى چیز تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى از بخاری هاى متنوع و در برخى حوض‏ ها و فواره‏ ها است كه از لوله هائى كه در داخل دیوارها میباشد آب می گردند این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است زیرا انسان در قسمت فوقانى هر جا كم میشود و پله‏ ها چنان مخفى است كه بآسانى پیدا نمیشوند. قسمت پایین تا ده پا از سطح زمین از سنگ یشم و نرده‏ها از چوب زرنگار، و قاب‏ها چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشه‏ هاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است.

 اما راجع به تزیینات نمی توان این اندازه شكوه و عظمت دلربائى فریبندگى را كه در هم آمیخته است تصور كرد. میان کاشی هاى این بنا تصاویر برهنه و فرح‏انگیز بسیار زیبا وجود دارد و در همه جا آئینه‏ هاى بلورین و در دیوارها بكار رفته است در این تالار اطاق هاى آئینه كارى كاملى است كه اثاثه هر اطاق از باشكوه ترین و شهوت انگیرترین نوع خود در دنیا است. اطاق هاى كوچكى نیز در آنجا میباشد كه فقط گنجایش یك رختخواب دارد. در خاور زمین رختخواب پرده نداشته و روى زمین پهن می شود. یك رختخواب جالب توجهى دیدم كه فقط لحاف آن دو هزار اكو می ارزید كه براى گرمى و سبكى از پوست سمور تهیه شده بود. بمن گفتند شاه تشك هاى بسیارى از همین جنس دارد من یك كتاب از تزیینات و تصاویر و اشكال و مینیاتورها و ظروف و كتیبه‏ هاى این تلار تصنیف خواهم كرد در برخى از این كتیبه‏ هاى شامل افكار لطیف عاشقانه و برخى قطعات اخلاقى است.

 چند قطعه زیر نمونه‏اى از آنها است كه در دفتر خود ثبت كرده‏ ام.

 بالاى گلدانى چنین نوشته شده است: گل لاله نماینده راز درون من است من چهره آتشین و دلى سوخته دارم. هر چه زیبائى گردنى افراشته داشته باشد همواره پاى در گل است. دل من صدها باربچپ و راست بدون اینكه بكسى تعلق یابد منحرف شد تا تو را دید و بتو پیوست من بیش از این تاب درد هجر تو را ندارم و نمیتوانم آنجا كه تو نیستى مسكن گزینم. تو مردمك چشك منى. تو را گم كرده ‏ام نمیدانم بچه نظر افكنم. كارى جز مردن نتوانم.

 پادشه پاسبان درویش است              گر چه نعمت بفر دولت اوست

 گوسفند از براى چوپان نیست              بلكه چوپان براى خدمت اواست

 زیر پایت گربدانى حال مور             همچو حال تواست زیر پاى پیل 

روى یك پیش بخارى عبارت زیر را انگاشته ‏اند.

 زمستان نترسید زیرا فقط سردى و سلامت است.

 نمیتوانم از بیان این نكته خوددارى كنم كه بهنگام گردش در این محل كه مخصوصى لذت و حظ و عشق ساخته شده است و در حال عبور از اطاق ها و شاه نشین‏ ها آدم چنان تحت تاثیر قرار می گیرد كه بگاه بیرون شدن از خود بیخود میگردد بدون تردید هواى این تالار اثر مهمى در این حالت عاشقانه كه به انسان دست مى‏دهد دارد. اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نیست ولى فرح انگیرتر از مجللترین كاخهاى ممالك اروپائى است.

 گوست سیاحى كه در زمان فتحعلى شاه قاجار بایران آمده و اصفهان را دیده درباره این كاخ چنین نوشته است:

 این عمارت در وسط باغ باندازه متر از سطح زمین بلندتر و 35 متر طول 26/25 متر عرض دارد اطاق هاى این عمارت تمامى منقش و گچبرى و درهایش خاتم سازى و زیبا میباشد. تالار وسط گنبدى شكل است كه از یك نوه پنجره ساختمان گردیده در گنبد آن هشت پنجره بطور مساوى باطراف قرار دارد كه از چوب ساخته‏ اند و در وسط این تالار حوضى هشت ضلعى بقطر 83 سانتیمتر از مرمر عالى ساخته شده و به حوض مروارید معروف است و طورى حجارى شده كه وقتى آب از سوراخهایش خارج میشود چون دانه مروارید میباشد پلكان هاى این عمارت طورى بنا شده كه از هر طرف بعمارت فوقانى و تحتانى عبور و مرور میشود، داراى غلام گردش‏ها و بالاخانه‏ هاى زیادى است درختان كهن و چنارهاى مرتبى دارد و قسمتى از آب جوى شاه از برابر عمارت بالائى داخل این باغ می شود. در زمانى كه در اصفهان بودم فتحعلى شاه در این عمارت مى‏نشست و تماشاى رقاصه هائى كه میرقصیدند مینمود در و ودیوارها، ازاره ‏ها، هلالیها، گنبدها و بالاخره تمام این عمارت سرتاپاى از طلا تزیین یافته و اشكال و تصاویر گوناگون پرندگان و گلها و غیره بر طیبائى قضر افزوده است داراى تابلوهاى منقش و زیبا است كه جلب توجه مینماید.

 میرزا علیخان نائینى روزنامه نوس عصرناصرالدین شاه قاجار كه از طرف دربار وقت ماموریت یافته بود نسبت باوضاع جغرافیایى و تاریخى ایران مطالبى تهیه كند و نسبت به قسمتى از كشور موفق شد و مطالبى در دو جلد بزرگ تهیه كرد كه آن دو جلد را در كتابخانه وزارت دارائى مطالعه كردم راجع بكاخ هشت بهشت در سال 1300 ه.ق چنین گزارش داده است:

 باغ هشت بهشت و عمارت تحتانى و فوقانى قصر میان و وسعت دستگاه آن از حد توصیف بیرون است غیر از ایوان هاى عالى وارسی هاى یكصد و پنجاه و یكزوج درب اطاق تنها در بالا و پائین دارد. از معماران معتبر شنیده شده كه طرح آنرا در طرز عمارت كرامت كرده‏ اند چنانچه نقشه این قصر را بكشند و در جاى دیگر بخواهند مثل آن بنا كننده مشكل كه بتوانند از عهده برآیند. باغ مزبور باغى است بسیار بزرگ خیابان هاى عریض و قطعه بندی هاى وسیع در آن است دیوار یك طول باغ باقدرى از دیوار چهارباغ شاه مشترك دو نهر بزرگ از چهارباغ عرضاً این باغ را تقاطع میكند یكى مقابل قصر موصوع وسط وارد دو دریاچه بزرگ مى‏شود. كه بعرض باغ در دو طرف عمارت متقابل یكدیگر است و دو حوض بزرگ هم در دو سمت دیگر عمارت است و دوره عمارت نیز جوى سنگى آب نماها قرار داده‏اند كه اب دائماً از اینها جارى است. مقابل این دریاچه و قصر سردرى است عالى و دو رو كه یك روش مشرف بچهار باغ و حوض بزرگ پاى آن ورودى دیگرش منظر قصر وسط باغ است سر در مزبور نیز وصف زیاد دارد نهر دیگر هم مقابل و هم عرض نهر بفاصله زیاد باز از چهارباغ میاید و بعرض باغ جارى است و بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ جارى است. بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ و عمارات عقبش منظر چهارباغ و اینجاست كه سالها است تلگرفخانمه شده در این باغ حیاط دیگر هم هست وسیع صاحب اطاق ها وارسیهاى مرغوب آشپژخانه و طویله و غیره معروف به نارنجستان هشت بهشت است.

 موضوع قابل توجه این كه گزارش میرزاعلیخان نائینى روزنامه نگار ناصرالدین شاه و شرحى را كه میرزاحسین خان تحویلدار در سال 1308 ه.ق نوشته‏اند عیناً مطابقت دارد و ناچار باید گفت یكى از آنها از دیگرى گرفته و بنظر میرسد چون تاریخ ختم تالیف جغرافیاى اصفهان 1308 ه.ق و بعد از 1300ه.ق است. جغرافیاى اصفهان از گزارش میرزاعلى خان نائینى گرفته است و ذكر ماخذى هم نشده است.

 آنچه از گزارش مزبور معلوم می ‏گردد اینستكه كاخ مزبور تا اول قرن چهاردهم بوضع سابق زمان صفویه باقى بوده و نقصى در آن راه نیافته و تغیراتى كه در آن راه یافته در قرن چهاردهم هجرى انجام شده است.

 میرزا حسن خان جابرانصارى كه از معمران اصفهان و آگاه بتاریخ و تغییرات مبانى آن سامان بوده راجع باین كاخ چنین نوشته است:

 در هشت بهشت نیز بمنوال چهلستون طرح باستانى بستانیش كه از نقش جهان جدا كرده زمان شاه عباس بزرگ شده و باساختمانى مختصر و بناى عمارت شگرف هشت بهشت را سایر شاعر مشهدى گفته زمان شاه سلیمان‏به هزار و هشتاد (1080) و كاشى كاریهاى زیبا خصوصاً طاوسها و دیگرمرغان در 1102 باز بفرموده شاه و عرصه این باغ از چهلستون بسى بیشتر بود براى حرمخانه شاهى چوحد جنوبیش به بازارچه بلند منتهى میشد و در حكومت ظل السلطان بانوى عظمى خواهرش با همه اولاد و خانواده در آن بزرگترین پارك سلطنتى میدان جولانى براى خوش گذرانى داشتند، امروزه آن باغ را قطعات كوچك نموده و به مقبلان فروخته‏اند كه شاید پنجاه خانه و باغچه سرا از آن جدا شده و باز قسمت بزرگى رااز خود دارند بنگاهها و سراچه‏ها و مغازه‏هاى بسیارى در چهارباغ عباسى بیرون انداخته كه نفع بزرگى دارد و كوچه جهانبانى با خانه‏هاى دو طرف و حمام نمره نامى را از میان باغ ردكرده و در آنجا حوض مرمرى یكپارچه مروارید میدیدم و از آثار صفویه دو سه حوض یك قطعه مرمر موسوم به مروارید پدید بود یكى در عمارت اشرف و آن چنان بود كه همه آن سنگ را شبیه به حوض حجارى استادانه كرده و براى همه فواره‏هاى كوچك باندازه انگشت سبابه از تمام سنگ درآورده هر حوضى بیش از صد فواره داشت و آن حوض را كه نصب نموده بودند از زیر سنگ آب جریان یافته مانند دانه‏ هاى مروارید بوسیله آن فواره ها جستن كرده و حوض را پر از آب نموده بانوى عظیمى یك حوضش را بیدیع الملك پسرش داد در عماراتش از باغ بادامستان تلگرفخانه جدا نموده داد و آن عمارات بعد به بختیاریها و از آنها منتقل به جلاالسلطنه شد قنات آب حلال كه روى به ماربین بالا میرفته و آبش متصل به جوى شاه میشد براى آب دائمى هشت بهشت و دیگر عمارات صفویه احداث كرده بودند و هر عمارتى بهرى و بخشى معین داشت وزیر و مستوفى خاص از نیاكان بنده براى آن مقرر بود تا بتواند در حرمخانه سلطنتى حكم بخش آب را بدهد و رفع مشاجره سكنه باغچه سراها را بنماید و وجه نامش به آب حلال از آن رهگذر بود كه شاه عباس دوم وجهى را كه بنظر خود و علما حلال شرعى میدانستند بخرج احداث آن قنات داده تا آب غسل وضوى حرمخانه نهایت حلیت را داشته شبهه كم و زیاد آب رودخانه از حقوق دیگر محلها نرود. حالیه شنیده ‏ام آن آب را از پشت آتشگاه به جر و كان اولاد بانوى عظمى میبرند و چون بانوى عظمى و اولادش شصت سال و كسرى است در هشت بهشت ساكنند ضمناً باغات و عمارات دولتى دیگر مجاور را بدست داشتند مانند بهشت آئین ورشك جنان و انگورستان، و بهشت آئین امروزه در كوچه فتحیه كالج دختران شده و انگورستان را با عمارت خسروخانى بدست سردار اعظم داده بودند.

 این كاخ كه روزى از كاخهاى كم نظیر بوده در سال 1334 شمسى كه آقاى  حسینى از طرف اداره باستان‏شناسى اصفهان مورد بازدید قرار داده چنین گزارشى و اظهار نظر كرده است:

 این عمارت را فعلاً آقاى ابوالفتح قهرمان (سردار اعظم) بموجب دستخطى مالك و در تصرف دارد از قرار مشهور در اراضى و باغات قدیمى آن تغییراتى داده و كاخ اصلى بحال خود ولى مخروبه باقى است. ذخائر آن از بین رفته است. یك دفعه در دوره وزارت سید ضیاءالدین باغ ملى شد ولى در زمان شاه فقید مسترد و محدداً درش بسته شده است. در سال 1334 شمسى كه از این عمارت بازدیدى بعمل آمده محتاج بتعمیرات كامل است زیرا نقاشیهاى زیبا و گچبریهاى عالى )نظیر تزیینات عالى قاپو( آن از بین رفته و آنچه باقى است نیز جلب توجه را مینماید اشكال و حوش و طیور و شكارگاهها كه بعضى قدیمى و برخى جدید بر روى كاشى نقش و در پشت بغل هاى اطراف نصب شده جالب توجه و تماشائى است مساحت فعلى آن قریب 7500 متر مربع است.

 برخى نوشته‏ اند كه كاخ و باغ مجموعاً در ابتداى ساختمان آن 85 جریب بوده است ولى مساحت كنونى آن در حدود پنج هزار متر میباشد.

 تاریخ شهریور 1343 شمسى تحویل دولت گردیده است.

 این كاخ در خیابان چهارباغ عباسى در مقابل خیابان كنونى شیخ بهائى واقع و اكنون در دست دولت است.

 از گزارش ‏هاى گوناگونى كه در توصیف این كاخ داده‏ اند معلوم گردید كه علت شهرت آن براى بكار بردن سنگ هاى مرمر عالى در آن و داشتن طاق هاى مقرنس كارى و نقاشى بوده است.

 ساختمان كاخ دو طبقه و داراى شاه نشین و غلام گردش‏ هاى زیبا و نقوش گوناگون طلائى و تزیینات جالب و پشت بغل هاى كاشى بى نظیر و نقوش و حوش و طیور و آئینه كارى بسیار ممتاز و در واقع از قصور ممتاز دوره صفویه است.

 كاخ مزبور كه آنرا باغ بلبل نیز نامیده ‏اند قسمتى از باغ نقش جهان زمان شاه عباس بوده و در زمان شاه عباس (1078-1105) مجزا و شروع به ساختن گردیده است.

 این كاخ تاریخى زیر شماره 227 به ثبت رسیده است.

 در توصیف و تاریخ ساختمان آن شعراى زمان اشعارى نیز سروده ‏اند.

 از جشن و نشاط و كامرانى دایم              در وى جاى پادشه دولتمند

 از قصر بلند زیبا اركان              گردید زمین اصفهان تاج جنان

 درگاه عبادت این بود ورد ملك              پاینده عمارت از سلیمان زمان

 ایضاً هر مصرعى تاریخ است:

  چون بدوران شه اعلاشان              كه زدل گشته سلیمان زمان

 جان پناهى كه مدیحش عام است              مرشد و داد ده ایام است

 تاج دارى كه زوى شد نازان              زدل صدق همه خلق جهان

 صوفى صافى تابع مقصود              كو باخلاق و صفا ساعى بود

 آنكه مقصود وى از عمر و حیات             بندگى ره شه باطاعات

 كرد سركارى این مسكن سعد              كه چو وى نیست مقدر من بعد

 دل گشائى است كه از لطف صبا             شد فرح لازم و شادى افزا

 چه مكان شبه بناى فلك است              چون لب قند سراپا نمك است

 طاق از آن سرشكن قوس و قزح              ركن او قائمه جشن و فرح

 آفتاب آینه درگاهش              طلبد سرمه گرد راهش

 بنم آورده گلش آب حیات              میل شادى بارم داده زكات

 از لب شكر لیلى لعلیش              شد از آیینه جان به كاشیش

 دوده‏اش سرمه بیننده كشید              زگچش شد قصب صبح سفید

 آیه نور ز سنگش شامل              بدرش حاتم بى حد سایل

  اشعارى را كه نصرآبادى در توصیف و ماده تاریخ بناى كاخ هشت بهشت سروده بخوبى روشن مپدارد كه كاخ مزبور در دوران سلطنت شاه سلیمان صفوى و در سال یك هزار و هشتاد هجرى (1080) ساختمان آن بپایان رسیده و این ساحتمان بسعى و اهتمام مقصود نامى كه از صوفیان سرسپرده درگاه بوده انجام گردیده است.

 گرچه ممیزاتى براى مقصود نگفته ولى نمیتوان بانى مسجد مقصود بیك واقع در تكیه ظلمات در سال یكهزار و ده را با مباشر ساختمان كاخ هشت بهشت كه در سال یكهزار و هشتاد انجام شده است متحد دانست.

 باغى كه سابقاً عمارت هشت بهشت در آن قرار داشته، بسیار بزرگ و زیبا بوده است كه امروز تنها محوطه‏اى كوچك از آن باقى است.

 كاخ هشت بهشت، آنچنانكه از نوشته ‏ها بر مى‏آید، محل تفریج بوده است و گوشه و كناران به منظور خوشگذرانى ساخته شده. شاردن سیاح فرانسوى درباره این كاخ چنین نوشته است:

 ... كاخ هشت بهشت در باغ بلبل قرار دارد. تمام سقفهاى آن موزائیك بسیار عالى است. دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهایى در اطراف آنهاست. در این دالانها صدها مكان است كه دلكش‏ترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب مى‏گردد و هر یك به وسیله منفذى كه بدان نور مى‏تابد روشن مى‏شود. این روشنایى متناسب با تفریجاتى است كه این امكنه ویژه آنها ساخته شده است.

  هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزئینات به دیگرى شبیه نیست. در هر جایى چیزهایى تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى بخاریهاى متنوع و در برخى دیگر حوضها و فواره هایى است كه از لوله هایى از داخل دیوار آب مى‏گیرند. این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است كه انسان در قسمت فوقانى آن گم مى‏شود و پله‏ها چنان مخفى است كه به آسانى پیدا نمى‏شود. قسمت پائین تا ده پا از سطح زمین از سنگ پشم و نرده‏ها از چوب زرنگار و قابها و چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشه‏هاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است.

 اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نیسات ولى فرح انگیزتر از مجلل‏ترین كاخهاى اروپایى است. در اثر تغییرات بسیارى كه در ساختمان كاخ هشت بهست سالها پس از تاریخ ساخت آن روى داده بسیارى كسان تصویر كرده‏اند كه این عمارت در زمان خیلى نزدیك‏تر از زمان صفویه ساخته شده به طورى كه مادام دیولافوا ساختمان آن را به دوران قاچاریه نسبت داده است.


موضوعات مرتبط: اصفهان
[ جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:43 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
به گزارش « شیعه نیوز » یک کاربر این سایت که در پاراچنار زندگی میکند با ارسال دست نوشته ای اوضاع این منطقه به رشته تحریر در اورده که ان را در اختیار شما قرار میدهیم :
 
بنده اهل پاراچنار، بخش کوروم ، کشور پاکستان می باشم.

میخواهم توجه شما را به یک فاجعه بزرگ انسانی که زندگی صدها هزار نفر از جامعه شیعیان پاکستان، واقع در پاراچنار را تبدیل به جهنم داغی کرده است جلب نمایم. قابل ذکر است که این منطقه قبیله ای تاکنون بزرگترین محل امن و همچون پایگاهی برای شیعیان پاکستان بوده است.

بخش کوروم یکی از بخشهای هفت گانه فاتا می باشد این منطقه به تنهایی دارای 125 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان است و دارای جمعیت تقریبی 000/400 نفر می باشد.
 
 این منطقه به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می شود. پاراچنار مرکز بخش کوروم و بخشی از کورم بالایی است؛ که شیعیان در آن در اکثریت هستند.
 
 این در حالی است که بخش پایینی کورم غالباً در سلطه وهابیت است. این مناطق بوسیله کوههای مرتفع سرسبز و پوشیده از برف احاطه شده اند. پاراچنار از نظر استراتژیک موقعیت ممتازی دارد زیرا از 3 جهت با افغانستان مرز مشترک دارد، اما از سویی تنها یک نقطه نفوذی به خود پاکستان دارد. گاه گاهی درگیری های فرقه ای در این منطقه روی می دهد، اما بدلیل اینکه هر دو فرقه شیعه و سنی در یک منطقه قبیله ای زندگی میکنند و دارای آداب و رسوم مشترک می باشند، در نتیجه اختلاف خود را با گفتگو به پایان می رسانند؛ در نتیجه شرایط و اوضاع عمومی منطقه و روابط متقابل تا قبل از این مسالمت آمیز بوده است. در حال حاضر شرایط خاص بین المللی و بخصوص نقش ایالات متحده آمریکا در دنیای اسلام به پاراچنار نیز رسیده است. با تهاجم ناتو به افغانستان و تقابل متعاقب نیروهای قبیله ای و طالبان در نوار مرزی پاکستان و افغانستان تمامی این مناطق دچار آشفتگی و نابسامانی شده است. 

پاراچنار نیز تا مدت زیادی از سالهای دور در آرامش بسر می برد، اما به دلیل موقعیت ویژه آن پس از طرح جدید آمریکا و متحدانش در به اصطلاح مبارزه با تروریسم رو به وخامت نهاد. اهمیت این منطقه را می توان از بازدید هایی که رایان کروکر - سفیر وقت آمریکا در پاکستان – در سال 2005 و سایر ماموران رسمی ایالات متحده در سالهای 2006 و 2007 میلادی از پاراچنار داشتند شناخت. موقعیت استراتژیک پاراچنار که شیعیان در آن در اکثریت هستند همراه با ساختار اجتماعی و عقیدتی آن باعث شده است که نیروهای ناتو و طالبان، این منطقه را به عنوان میدان نبرد با یکدیگر انتخاب کنند. در این حال اختلاف بین شیعیان و اهل تسنن فقط باعث استفاده ناتو و طالبان از فضای موجود در نقشه اشغال منطقه و تحمیل ایدئولوژی خود می شود. –قابل توجه است که نویسنده جبهه طالبان را کاملاً از اهل تسنن جدا می داند-

از ماه نوامبر سال 2007 به دلایل نامعلومی درگیریهای خونین پراکنده بین شیعیان و اهل تسنن شعله ور شد و هنوز پس از گذشت 11 ماه این درگیری ها ادامه دارد.

بوسیله یک توطئه ی حساب شده ، شیعیان توسط ایادی مزدور آمریکا و ناتو مجبور به درگیری با نیروهای طالبان شدند تا اهداف شیطانی از پیش تعیین شده آنان تامین شود. شیعیان از هر سو توسط گروههای مسلح بنیادگرا و افراطی که توسط افرادی با گرایشهای وهابی و ضد شیعه حمایت می شوند مورد هجمه قرار گرفتند. شجاعت و از خودگذشتگی مردم پاراچنار باعث عقب نشینی نیروهای مهاجم شد. اما این درگیری ویرانی و خرابی بسیاری برجا گذاشت که در طول تاریخ منطقه بی سابقه بود. صدها نقر کشته، زخمی و یا بی خانمان شدند و هم اکنون ماههاست که شیعیان در محاصره کامل به سر می برند. تمامی راههای مواصلاتی به دیگر مناطق کشور توسط نیروهای مسلح طالبان مسدود شده است؛ و شهر به معنای واقعی 10 ماه است که از سایر بخشهای کشور جدا شده است. بسیاری از مردم ربوده و به طرز وحشیانه ای کشته شده اند. تمام فعالیتهای اقتصادی توقف یافته است و بازارها به دلیل تامین نشدن مایحتاج روزانه مردم تعطیل می باشند. 
 
برق در این منطقه مدام قطع می باشد.تعداد زیادی از بیماران بدلیل کمبود مواد دارویی در بیمارستانها جان باختند. حتی برای مردم این مناطق تامین غذای روزانه بسیار دشوار می باشد. دانشجویان این مناطق که در سایر شهرهای پاکستان مشغول به تحصیل هستند راه بازگشت به خانه را ندارند.

وضعیت شیعیان پاراچنار که تمام راههای تامین معاششان بسته شده ، به هیچ وجه دست کمی از غزّه ندارد.
مردم هیچ امیدی به بهبود مصائب خود ندارند؛ و متاسفانه یک رهبریِ منسجم و آگاه که توان درک و تحلیل شرایط و متعاقباً اتخاذ استراتژی برون رفت شیعیان از مهلکه درگیری دو نیروی شیطانی-یعنی طالبان و ناتو- را داشته باشد وجود ندارد.
نکته دیگری که بالاتر از این مسائل باید ذکر کنم غرض ورزی دولت پاکستان است که به جای حل و فصل مشکلات با تحریک و تشویق گروههای خرابکار شرایط را بسیار متشنج کرده و با اعمال مواضع خصمانه علیه جامعه رنج دیده ی شیعیان بر این مصائب می افزاید .

آخرین وضعیت این مناطق بگونه ای است که از طرفی طالبان تمام راههای حیاتی شیعیان را قطع کرده است و از طرفی دیگر ناتو و ایالات متحده آمریکا در صدد اشغال این مناطق می باشند. مخلص کلام اینکه شیعیان مقیم بخش کوروم در وضعیت بسیار رقّت باری زندگی می کنند. این درگیری باعث عقب ماندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها شده است. این مردم حقیقتاً سزاوار همدردی و پشتیبانی مالی و معنوی بوده و از هر جهتی نیازمند حمایت می باشند. ما از کمک به مردمانی که جداً در مخاطره هستند دریغ نمی کنیم، اما وسعت فاجعه بسیاربسیار بزرگتر از توان ماست.

ما بر این باوریم که جمهوری اسلامی ایران امید و ریشه ی واقعی انگیزه بخش مردم ستمدیده و مستضعف جهان به طور عام و بطور خاص برای پیروان راه راستین ائمه ی اطهار- علیهم السلام- است. 
 
ما از شما انتظار زیادی داریم و از شما تقاضای همدردی وهمراهی وکمک داریم، تا بتوانیم وظیفه ی اصلی خود را که همان اصلاح و نیرومند ساختن طبقه ی فقیر جامعه مان که در راه محبت و وفاداری امام امت دچار اذیت های فراوانی شده اند را انجام دهیم؛ و اگر این کار برای همه مقدور نبود، حداقل تعدادی از مردم ستمدیده و مظلوم نجات یابند؛ و این امید برای آنها باقی بماند که هنوز زمین مکانی برای زندگی است.

امیدواریم که خداوند متعال شما را در خدمت به اسلام و مسلمین موفق دارد. آمین
موضوعات مرتبط: مذهبی
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:52 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]

مسلماً من قتل رافضیان را حلال می‌دانم. این رافضیان مشرک هستند و در حق علی بن ابی‌طالب غلو می‌کنند و او را خدای خویش می‌انگارند.

علمای وهابی عربستان در جدیدترین اقدام تفرقه‌افکنانه خود، نوار صوتی را منتشر کرده‌اند که در آن بر وجوب ریختن خون شیعیان تاکید شده است.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از ابنا، «ابن جبرین»، از علمای وهابی در یک نوار صوتی که در روزهای اخیر در سایتهای اینترنتی منتشر شده است، با رافضی توصیف کردن شیعیان بر قتل آنها تاکید کرد.

در این نوار آمده است: مسلماً من قتل رافضیان را حلال می‌دانم. این رافضیان مشرک هستند و در حق علی بن ابی‌طالب غلو می‌کنند و او را خدای خویش می‌انگارند.

در بخش دیگری از این نوار صوتی آمده است: آنها فرزندان علی را امامانشان می‌خوانند. همانطور که بارها از آنان شنیده‌ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

شایان ذکر است این فرد وهابی در راستای منافع استعمار و صهیونیسم جهت ایجاد تفرقه بین مسلمانان، بارها با تکفیر شیعیان بر لزوم محاربه با شیعیان و قتل آنها فتوی صادر کرده است.

تحلیل ابنا:
ابن تیمیه بنیانگذار فکری وهابیت در آغاز دعوت خویش با متهم ساختن مسلمان به کفر و شرک، افکار عمومی را متشنج و عقائد مردم را دستخوش جهل و گمراهی کرد و شجره پلید وهابیت که جهان اسلام را تهدید می‌کند، پایه نهاد.

او با وارد کردن شبهه در دین و صدور فتواهایی مثل «هر کس کنار قبر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) یا یکی از افراد صالح بیاید و از آنان حاجت بخواهد مشرک است، پس واجب است چنین شخصی را وادار به توبه کنند، و اگر توبه نکرد، باید کشته شود» قصد داشت تفرقه را در بین پیروان دین پیامبر اعظم(ص) نهادینه کند.

این فتواهای تحریک‌آمیز با ظهور عالم‌نمای گمراه یعنی محمّد بن عبدالوهّاب به اوج خود رسید.

موسس فرقه تقرقه‌افکن وهابیت فتوایی صادر کرد با این مضمون: همانا هدف آنان (شیعیان) وسیله تقرّب به خداوند با شفیع قرار دادن امامانشان می‌باشد، به همین جهت خونشان حلال و قتلشان جایز است.

زمانی سپری شد تا اینکه مفتی زادگان، این نوادگان بلعم باعورا و فرزندان معنوی ابوجهل و ابوسفیان از جمله «ابن جبرین» بار دیگر فتوای کفر شیعه و وجوب قتل أنها را صادر کردند.

این عالم نما دلایل کفر شیعیان را بر پایه دلایل زیر می‌داند:

1 - آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگویی می‌کنند و معتقد به تحریف قرآن هستند و هرکس به قرآن طعنه زند کافر هست و منکر آیه شریفه «وإنا له لحافظون» می‌باشد.

2 - به سنت پیامبر و احادیث کتابهای صحیح طعنه می‌زنند و روایات این کتاب‌ها را که از صحابه نقل شده باطل می‌شمارند و صحابه را کافر می‌دانند.

3 - شیعیان، اهل‌سنت را کافر دانسته و آنها را نجس می‌شمارند.

4 - شیعیان نسبت به علی و فرزندان او غلوّ کرده و آنان را به صفاتی که ویژه خداوند است توصیف می‌کنند.

و دیگر دلایل باطلی که دال بر دشمنی وهابیان با اهل‌بیت پیامبر(ص) و شیعیان و دوستداران آنها می‌باشد.

این عالم‌نماها حتی در حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی در زمان جنگ 33 روزه مبارزان حزب‌الله با اسرائیل فتوایی صادر کردند که حتی دعا برای پیروزی حزب‌الله را حرام اعلام کردند و در فتوای دوم که در همان زمان (تابستان 2006) انتشار یافت، حکم به هدم و نابودی ابنیه اسلامی دادند.

و در پی آن اقدام تجاوزکارانه در تخریب حرم عسکریین(ع) رخ داد و خوی معاندانه وهابیان به اثبات رسید.

در سالی که به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شده است و روزهای آخر آن را پشت سر می‌گذاریم امیدوار بودیم و هستیم که وضعیتی در جهان اسلام حاکم باشد که مسلمانان جهان درعوض درگیری با هم با دشمنان خونی هم که همان آمریکا و اسرائیل باشد بجنگند.

امید است با نابودی افکار گمراه وهابیت و با اتحاد و انسجام مسلمانان جهان دیگر شاهد ریخته شدن خون بی‌گناهان که با فتوای این عالم‌نماها درعراق، پاکستان، فلسطین، لبنان، افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی کشته می‌شوند، نباشیم


موضوعات مرتبط: مذهبی
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:48 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
 

دكتر عصام العماد، شیعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مذاهب عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است، در گفت‌وگوی تفصیلی به تشریح شكل‌گیری فرقه وهابیت و افشای ماهیت آن پرداخته است.
 
وی با بیان این كه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است، گفت كه نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری كه در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفكر است.

العماد، بزرگ‌ترین مشكل دنیای اسلام را حركت وهابیت دانست و با بیان این كه وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند، پیشنهاد داد كه علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تكفیری وهابیون بیانیه‌ای مشترك صادر كنند.

وی با اشاره به این كه فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است، آن را در راستای متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمین دانست.

دكتر عصام العماد كه یمنی‌الاصل و 39 ساله است و تحصیلات خود را در دانشگاه‌های عربستان گذرانده و روزی خود در زمره پیروان وهابیت بوده و امروز به عنوان یك شیعه‌شناس در ایران به تدریس و تالیف مشغول است، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: صدور فتوای تكفیری 38 نفر از علمای وهابی عربستان چیز غریب و جدیدی نیست؛ چرا كه وقتی ما به تاریخ وهابیت از بدو تأسیس آن نگاه می‌كنیم، مشاهده می‌كنیم كه وهابیت در بستر تكفیر به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است.

وی گفت: گمان نمی‌كنم هیچ مذهبی همانند وهابیت در فضای تكفیری تبلور یافته باشد و متاسفانه این‌گونه تندروی آنان ناشی از جهل به معنی تكفیر و خصوصیات آن است.

العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ایران آمدم مشغول تالیف كتب و نقد روش وهابیت شدم كه یك نمونه از مناظراتم با یكی از مفتی‌های كویت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسی نیز ترجمه شده است.

 
مؤسس فرقه وهابیت اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت نداشته است
 

وی ادامه داد: شیخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابیت است و فردی است كه در خانواده‌ی علمی رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصیل كرده است ولیكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكری داشته است.

معتقدم شیخ عبدالوهاب با دو مشكل بسیار بزرگ دست و پنجه نرم می‌كرد كه البته این دو مشكل را از مطالعات مكرر كتاب‌های وی، كشف كرده‌ام. مشكل اول وی كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است.

وی گفت: شیخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصیلی كامل و جامع از علوم، در یك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلی ملازم نزد شخصیتی علمی تلمذ كند.

عصام العماد افزود: متأسفانه شیخ محمدعبدالوهاب قبل از اینكه تحصیلات خود را به‌طور كامل تكمیل كند، عهده‌دار امر تبلیغ دین شد؛ این در حالی بود كه وی دارای روحیه تندرویی بود.

مشكل اساسی و بزرگ موسس وهابیت انحراف سلوكی نبوده بلكه مشكل فكری بوده است

وی مشكل دوم شیخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكری و عقیدتی برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسی و بزرگ وی، مشكل فكری بوده است كه نمونه چنین مسأله‌ای درمیان خوارج در زمان امام علی علیه‌السلام وجود داشته است.

 
عبدالوهاب علاوه بر شیعه، اهل تسنن معتدل را نیز مورد هجمه قرار داد
 

وی اضافه كرد: از بدو ظهور شیخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكی از وی بودیم كه متأسفانه وی فقط بر ضد شیعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نیز مورد هجمه فتوایی خود قرار داد.

عصام العماد گفت: شیخ محمد عبدالوهاب معنای حقیقی و ضوابط اصلی تكفیر را پی نبرده بود؛ بنابراین جمع كثیری از مسلمانان شیعه و سنی را داخل در دایره شرك و تكفیر نمود و این همان خطر بزرگ است. وی هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحید می‌انگاشت.

وی ادامه داد: این شخصیت با فكر شخصی خود قواعدی را در زمینه توحید تدوین كرده بود و هر كسی را با این چهارچوب مخالفت یا نقد می‌كرد، كافر می‌شمرد و بر این اساس مشاهده می‌كنیم بزرگان علمی عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحید زمخشری، تفسیر آیات توحید امام فخر رازی و امام ابوحامد غزالی، طبرسی و عسقلانی، ثعلبی و حتی طبری كه از علمای بزرگ اهل سنت است، در نظر شیخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نویسنده آن كتاب، كافر است.

این محقق تاریخ اسلام خاطر نشان كرد: شیخ محمد عبدالوهاب یك نوع حساسیتی در مساله توحید داشت و درصدد بود با فكر خودش این مساله را حل كند غافل از اینكه كمیتش در این زمینه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامی از اندلس تا ایران و پاكستان و در میان تمام فرق اعم از اشعری،معتزله، سلفیه و شیعه و... ایجاد كرد. وی باعث شد جنبش‌های بزرگ اسلامی به چند دستگی مبدل شوند و از حركت باز ایستند.

 
موسس وهابیت می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند
 

عصام العماد تاكید كرد: بنده در صدد این نیستم كه نیت شیخ محمدعبدالوهاب را در این كار بیابم؛ چرا كه نیت، امری درونی و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه برای من مسلم است، این است كه شیخ با عملكردش می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند، بدون اینكه درك جامعی از آن داشته باشد. او به قدری تعصب داشت كه در نامه‌های خویش به دیگران، آنان را مشرك خطاب می‌كرد و می‌گفت (من محمد عبدالوهاب الی المشركین). وی معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش برای طرفدارانش مباح است.

وی ادامه داد: حتی شیخ سلیمان عبدالوهاب برادر شیخ محمد عبدالوهاب نیز به مقابله با او پرداخت و روزی به او گفته بود«تو هرگز كتاب‌هایی را كه خوانده‌ای به درستی درك نكرده‌ای».

وی تاكید كرد: بسیاری از مسایلی را كه شیخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدری تند است كه بسیاری معتقدند «ابن تیمیه» كه او هم یكی از شخصیت‌های افراطی در تاریخ بوده است، از وی معتدل‌تر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثیری از امور هستند كه شیخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولی «ابن تیمیه» چنین نكرده است.

دكتر عصام العماد، فتوای تكفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد: تا زمانی كه راه حلی برای این معضل نیابیم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد.

 
بزرگ‌ترین مشكل دنیای اسلام حركت وهابیت است
 

وی گفت: شیخ محمدسعید رمضان لوطی كه از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشكیل دادیم تا مشكلات جهان اسلام را بیابیم و حل كنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم كه بزرگ‌ترین مشكل كه دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم می‌كند حركت وهابیت است.» اینان مشكلاتی در تمام دنیا اعم از آمریكا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی كه در آن نفوذ كرده‌اند، ایجاد نموده‌اند.

دكتر العماد از قول دكتر علامه یوسف قرضاوی نقل كرد: در دنیای اسلام كسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینكه وهابیت كتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه...

وی خاطر نشان كرد: به عنوان مثال یك وهابی كتابی در رد سید جمال‌الدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یك وهابی دیگر كتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعله‌های آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. دیگری كتابی به نام «الكلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است.

 
تمام نوشته‌های آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است
 

موضوعات مرتبط: مذهبی
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:43 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]
 

دكتر عصام العماد، شیعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مذاهب عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است، در گفت‌وگوی تفصیلی به تشریح شكل‌گیری فرقه وهابیت و افشای ماهیت آن پرداخته است.
 
وی با بیان این كه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است، گفت كه نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری كه در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفكر است.

العماد، بزرگ‌ترین مشكل دنیای اسلام را حركت وهابیت دانست و با بیان این كه وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند، پیشنهاد داد كه علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تكفیری وهابیون بیانیه‌ای مشترك صادر كنند.

وی با اشاره به این كه فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است، آن را در راستای متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمین دانست.

دكتر عصام العماد كه یمنی‌الاصل و 39 ساله است و تحصیلات خود را در دانشگاه‌های عربستان گذرانده و روزی خود در زمره پیروان وهابیت بوده و امروز به عنوان یك شیعه‌شناس در ایران به تدریس و تالیف مشغول است، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: صدور فتوای تكفیری 38 نفر از علمای وهابی عربستان چیز غریب و جدیدی نیست؛ چرا كه وقتی ما به تاریخ وهابیت از بدو تأسیس آن نگاه می‌كنیم، مشاهده می‌كنیم كه وهابیت در بستر تكفیر به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است.

وی گفت: گمان نمی‌كنم هیچ مذهبی همانند وهابیت در فضای تكفیری تبلور یافته باشد و متاسفانه این‌گونه تندروی آنان ناشی از جهل به معنی تكفیر و خصوصیات آن است.

العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ایران آمدم مشغول تالیف كتب و نقد روش وهابیت شدم كه یك نمونه از مناظراتم با یكی از مفتی‌های كویت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسی نیز ترجمه شده است.

 
مؤسس فرقه وهابیت اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت نداشته است
 

وی ادامه داد: شیخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابیت است و فردی است كه در خانواده‌ی علمی رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصیل كرده است ولیكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكری داشته است.

معتقدم شیخ عبدالوهاب با دو مشكل بسیار بزرگ دست و پنجه نرم می‌كرد كه البته این دو مشكل را از مطالعات مكرر كتاب‌های وی، كشف كرده‌ام. مشكل اول وی كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است.

وی گفت: شیخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصیلی كامل و جامع از علوم، در یك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلی ملازم نزد شخصیتی علمی تلمذ كند.

عصام العماد افزود: متأسفانه شیخ محمدعبدالوهاب قبل از اینكه تحصیلات خود را به‌طور كامل تكمیل كند، عهده‌دار امر تبلیغ دین شد؛ این در حالی بود كه وی دارای روحیه تندرویی بود.

مشكل اساسی و بزرگ موسس وهابیت انحراف سلوكی نبوده بلكه مشكل فكری بوده است

وی مشكل دوم شیخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكری و عقیدتی برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسی و بزرگ وی، مشكل فكری بوده است كه نمونه چنین مسأله‌ای درمیان خوارج در زمان امام علی علیه‌السلام وجود داشته است.

 
عبدالوهاب علاوه بر شیعه، اهل تسنن معتدل را نیز مورد هجمه قرار داد
 

وی اضافه كرد: از بدو ظهور شیخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكی از وی بودیم كه متأسفانه وی فقط بر ضد شیعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نیز مورد هجمه فتوایی خود قرار داد.

عصام العماد گفت: شیخ محمد عبدالوهاب معنای حقیقی و ضوابط اصلی تكفیر را پی نبرده بود؛ بنابراین جمع كثیری از مسلمانان شیعه و سنی را داخل در دایره شرك و تكفیر نمود و این همان خطر بزرگ است. وی هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحید می‌انگاشت.

وی ادامه داد: این شخصیت با فكر شخصی خود قواعدی را در زمینه توحید تدوین كرده بود و هر كسی را با این چهارچوب مخالفت یا نقد می‌كرد، كافر می‌شمرد و بر این اساس مشاهده می‌كنیم بزرگان علمی عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحید زمخشری، تفسیر آیات توحید امام فخر رازی و امام ابوحامد غزالی، طبرسی و عسقلانی، ثعلبی و حتی طبری كه از علمای بزرگ اهل سنت است، در نظر شیخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نویسنده آن كتاب، كافر است.

این محقق تاریخ اسلام خاطر نشان كرد: شیخ محمد عبدالوهاب یك نوع حساسیتی در مساله توحید داشت و درصدد بود با فكر خودش این مساله را حل كند غافل از اینكه كمیتش در این زمینه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامی از اندلس تا ایران و پاكستان و در میان تمام فرق اعم از اشعری،معتزله، سلفیه و شیعه و... ایجاد كرد. وی باعث شد جنبش‌های بزرگ اسلامی به چند دستگی مبدل شوند و از حركت باز ایستند.

 
موسس وهابیت می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند
 

عصام العماد تاكید كرد: بنده در صدد این نیستم كه نیت شیخ محمدعبدالوهاب را در این كار بیابم؛ چرا كه نیت، امری درونی و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه برای من مسلم است، این است كه شیخ با عملكردش می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل كند، بدون اینكه درك جامعی از آن داشته باشد. او به قدری تعصب داشت كه در نامه‌های خویش به دیگران، آنان را مشرك خطاب می‌كرد و می‌گفت (من محمد عبدالوهاب الی المشركین). وی معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش برای طرفدارانش مباح است.

وی ادامه داد: حتی شیخ سلیمان عبدالوهاب برادر شیخ محمد عبدالوهاب نیز به مقابله با او پرداخت و روزی به او گفته بود«تو هرگز كتاب‌هایی را كه خوانده‌ای به درستی درك نكرده‌ای».

وی تاكید كرد: بسیاری از مسایلی را كه شیخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدری تند است كه بسیاری معتقدند «ابن تیمیه» كه او هم یكی از شخصیت‌های افراطی در تاریخ بوده است، از وی معتدل‌تر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثیری از امور هستند كه شیخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولی «ابن تیمیه» چنین نكرده است.

دكتر عصام العماد، فتوای تكفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد: تا زمانی كه راه حلی برای این معضل نیابیم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد.

 
بزرگ‌ترین مشكل دنیای اسلام حركت وهابیت است
 

وی گفت: شیخ محمدسعید رمضان لوطی كه از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشكیل دادیم تا مشكلات جهان اسلام را بیابیم و حل كنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم كه بزرگ‌ترین مشكل كه دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم می‌كند حركت وهابیت است.» اینان مشكلاتی در تمام دنیا اعم از آمریكا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی كه در آن نفوذ كرده‌اند، ایجاد نموده‌اند.

دكتر العماد از قول دكتر علامه یوسف قرضاوی نقل كرد: در دنیای اسلام كسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینكه وهابیت كتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه...

وی خاطر نشان كرد: به عنوان مثال یك وهابی كتابی در رد سید جمال‌الدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یك وهابی دیگر كتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعله‌های آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. دیگری كتابی به نام «الكلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است.

 
تمام نوشته‌های آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است
 
[ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 1:41 ] [ مهدی کاظمی ونهری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اینجانب مهدی کاظمی ونهری از بازدید شما از این وبلاگ   نهایت تشکر  را از شما به عمل می آورم  لطفا.حتما. با نوشتن انتقاد و پیشنهاد خودتون من را در بهتر شدن این وبلاگ راهنمایی کنید لطفا نظر یادتون نره.
https://www.instagram.com/ir_meehdi/profilecard/?igsh=MTlzampnYWQ5cGU3Nw==
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
عکس (15)
عكس (2)
جنگ (1)
س (1)
لینک های مفید
امکانات وب